عدالت یک شاخص مهم و اساسی در شناخت اصالت و حقانیت توسعه است
عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع) درگفت وگو با شفقنا: عدالت یک شاخص مهم و اساسی در شناخت اصالت و حقانیت توسعه است
عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع) با بیان اینکه اقتصاد جهان چون ناعادلانه است نمی تواند به توسعه همگی منجر شود گفت: در جهان بسیاری از مواردی که بایستی در خدمت توسعه باشد به مثابه ابزار سلطه قرارگرفته است و باعث شده که توسعه به معنای حقیقی شکل نگیرد چرا که اگر توسعه به معنای واقعی شکل می گرفت فقر و فاصله طبقاتی به وجود نمی آمد.
حجت الاسلام دکتر حسن علی اکبری رنانی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) اظهار کرد: موضوع توسعه و عدالت و کشف نسبت بین این دو یکی از پیچیده ترین مسایل نظری و همچنین یکی از چالشی ترین مسایل عملی و اجرایی است که در دهه های اخیر تقریبأ همه کشورها با آن رو به رو بودند. بنابراین این تصور که کشور ما فقط در مساله عدالت و توسعه دارای چالش است چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی واقعیت ندارد بلکه به دلایلی که عنوان خواهم کرد اصولأ همگان با این مسأله از گذشته تا کنون رو به رو بودند و درواقع چه برای رهبران کشورها و چه برای نظریه پردازان توسعه و پیشرفت، تبیین نسبت بین این دو به یکی از اساسی ترین موضوعات و مسایل مورد توجه و در واقع از جمله مسایلی است که کمتر هم موفق به ارائه الگوهای روشن و شفافی به آن شده است.
او در ادامه به تشریح دلایل عدم رسیدن به عدالت و توسعه پرداخت و اظهار کرد: دلیل این مسأله چند نکته است مهمترین دلیل این قضیه نیز خود کشش داشتن مفهوم توسعه و عدالت است. واقعأ توسعه چیست چه بر سر این مفهوم آمده و چه تحولات عظیمی را طی کرده و این مفهوم از همان نگاه اولیه ای که پیشرفت خوانده می شد بعدها به مفهوم ترقی ارتقا پیدا کرده است و بعد از آن نیز با مفهوم رشد اقتصادی کاملأ عجین شده و بعد با عنوان کردن مفهوم توسعه با اختلالاتی در عینیت و عمل، عدم توفیق آن در شکل دادن رفاه عمومی و رسیدن به رشد والا و تأمین نیازهای پایه ای و اساسی جامعه و مشکلات عدیده ای که باعث از بین رفتن و پیر شدن منابع طبیعی و مساله ناپایداری و عدم پایداری و همچنین عدم رعایت منافع بین نسلی، روبه رو شدند به همین دلیل سعی کردند با قیودی مفهوم توسعه را تکامل ببخشند. مانند توسعه پایدار، یعنی به این معنا که کره زمین و منابع نسل های آینده و محیط زیست را هم حفظ کنیم و بعد ها همین معنا هم به چالش کشیده شد و معلوم شد که ملاحظات دیگری در توسعه ضرورت دارد که بایستی حتما در آن لحاظ شود.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: بالاخره آخرین حرف ها و دیدگاه ها این است که اقتصاد جهان چون ناعادلانه است نمی تواند به توسعه همگی منجر شود در واقع در جهان بسیاری از مواردی که بایستی در اختیار و خدمت توسعه باشد به مثابه ابزار سلطه قرار گرفته است و باعث شده که توسعه به معنای حقیقی شکل نگیرد مثلأ نظام پولی جهان که خود باید یک ابزاری باشد در خدمت شکل دادن به توسعه می بینید که در واقع ابزاری در دست سلطه قرار گرفته است و اجازه نداده که توسعه واقعی در بخش های مختلف دنیا شکل گیرد یا حتی نظریات جدی وجود دارد که بسیاری از این نابسامانی ها حتی نابسامانی های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی پدیده ای مثل تروریست ریشه در عدم جهت گیری صحیح توسعه دارد در واقع توسعه و پیشرفت اگر به معنای واقعی شکل می گرفت فقر و فاصله طبقاتی به وجود نمی آمد. چرا که تحولاتی که بر سر مفهوم توسعه آمد باعث شده که الان ما فاقد یک تعریف روشن، جامع و کاملی از توسعه باشیم. طوری که در داخل کشور سر انجام به دلیل همین ناپایداری و نااستواری در تعریف و به خصوص به دلیل بار معنای مختلفی که مفهوم توسعه می توانست داشته باشد نتوانستیم بر سر مفهوم توسعه یک اجماعی را ایجاد کنیم.
علی اکبری در ادامه افزود: در حال حاضر نیز از واژه دیگری به نام پیشرفت و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت صحبت می کنیم. این مفاهیم از آنجایی نشأت می گیرد که توسعه در یک مفهوم روشن و واضحی به ما ارائه نشده است. نزدیک صد تعریف از توسعه وجود دارد توسعه به چه معنا؟! خب یک مفهومی که چنین کششی به لحاظ معنایی دارد را به راحتی نمی توان نسبتش را با دیگر پدیده ها درست کرد به خصوص مقوله بسیار مهمی مثل عدالت. جالب اینجا است که همین داستانی که بر سر توسعه آمده بر سر عدالت هم آمده است. عدالت چیست؟ عدالت بر اساس کدام نگاه و با کدام مبانی انسان شناسی یا جامعه شناختی و در چه حوزه ای مورد نظر است؟! عدالت اقتصادی، عدالت سیاسی، عدالت فرهنگی، عدالت اجتماعی، عدالت همه جانبه. اساسأ عدالت به مثابه هدف است یا ابزار، خود عدالت غایت یا هدف است یا اینکه عدالت را باید وسیله و ابزاری برای اهدافی بالاتر دانست؟ بقیه مقولات مورد نیاز بشر مانند آزادی جایگاه آزادی و امنیت. بالاخره نسبت اینها با توسعه و پیشرفت چیست چه جایگاهی دارد معنویت که خیلی مهمتر است کجای این قضایا خوابیده است. اینها مفاهیم تعریف نشده ای است و اگر کسانی اقدام به تعریف کردند بر اساس مبانی فکری خودشان تعریف کردند و یک اجماع همگانی بر روی این مفاهیم و تعاریف انجام نشده بنابراین همین کافی است تا به راحتی نتوانیم بگویم نسبت بین عدالت و توسعه چیست؟ یعنی ما بر این حوزه ها پیش و بیش از هر چیزی دچار یک چالش نظری عمیق و گرداب اندیشه ای فراوانی هستیم. آن گاه ما می توانیم در این رابطه قضاوت درستی داشته باشیم که در واقع نسبت بین اینها را بر اساس یک نظریه پایه و واحدی روشن کنیم.
او در پاسخ به این سؤال که چرا توسعه نتوانسته به عدالت منجر شود گفت: اول باید پرسید که آیا در توسعه هایی که در دنیا وجود داشته است از ابتدا عدالت دیده شده و به عنوان هدف مورد نظر بوده است چه بسا بعضی از نظریه ها و دیدگاه های توسعه ای که اصولأ نفی عدالت و نادیده گرفتن آن را درتئوری توسعه ای خودشان دارند عامل موفقیت خود را از عدالت بیان دارند. برخی از کشورهایی که مدعی توسعه یافتگی هستند آیا این توسعه یافتگیشان را بر اساس عدالت به دست آوردند؟ یعنی الان مثلأ کشورهای جهان اول و صنعتی آیا جز از طریق غارت اموال و سرمایه های مادی و معنوی و حتی به تاراج دادن هویت و فرهنگ ملت های دیگر توانستند به این توسعه یافتگی خود برسند. این موارد مهم است در واقع روند تحولات توسعه این کشور ها عامل شکل گیری تضاد و فاصله هاست. در واقع همان چیزی که ممکن است فکر کنیم قرار بود ما را به عدالت برساند در درون خود بی عدالتی را دنبال می کرد و تضادهای جدی وجود دارد تا این تضادهای جدی که در دورن مفهوم توسعه است برطرف نشود، هرگز نمی توان مطمئن شد که توسعه ما را به عدالت می رساند. به لحاظ عملی هم آنچه که تا کنون مشاهده شده و در دنیای پیشرفته کنونی به لحاظ صنعت و برخورداری رفاه و آن چیزهایی که به عنوان مؤلفه های کلیدی توسعه معرفی می کنند اینها هم از دست یابی به معنای واقعی رنج می برند. الان در خود آمریکا نمی توان گفت عدالت محقق شده است چهل میلیون نفر زیر خط فقر و وجود فاصله های عمیق طبقاتی از پیامدهای وحشتناکی است که توسعه به وجود آورده است. همین آمار و ارقام ظاهر و آشکار نشان می دهد توسعه ای که آنها دنبال کردند دارای پیامدهای بسیار سختی بوده و این پیامدها هر کدام برای بشریت یک معضل اساسی است.
عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع) اظهار کرد: اما از این مباحث هم بگذریم در داخل ایران چند ملاحظه اساسی وجود دارد؛ یک ملاحظه در همین که حقیقتأ پنج برنامه توسعه ای که بعد از انقلاب داشتیم بر گرفته از یک الگوی مشخص توسعه ای نبوده است گاهی حتی این برنامه ها هر کدامش در چارچوب یک الگوی متمایز و متفاوتی از توسعه بود. مثلأ گاهی توسعه صنعتی را دنبال می کردیم و گاهی توسعه اقتصادی یا گاهی سیاست های ویژه ای را در عرصه های مالی و پولی در بخش های مختلف به کار می بردیم. بنابراین مجموعه برنامه های ما به معنای محتوایی و آن مواد دورنی برنامه همسو و هم جهت با آن اهداف مواد برنامه تنظیم نمی شود خب این یکی از مشکلات ما بوده که خود این برنامه ها هم با هم متفاوت هستند. ما هم اکنون یک الگوی پیشرفته، الگوی جامع بومی و اسلامی مورد نظری که در چارچوب آن الگو برنامه ریزی کنیم را هنوز تدوین نکردیم لذا این خود یک خلأ و مشکل اساسی است.
این استاد حوزه و دانشگاه در رابطه با دیگر عوامل عدم رسیدن توسعه به عدالت همگانی گفت: نکته مهم دیگر تاثیر پذیری این برنامه ها از الگوهای مختلف توسعه است گاهی در برنامه های توسعه ماهیتأ مثلأ الگوهای چینی و ژاپنی و گاهی الگوهای غربی را دنبال می کردیم لذا نمی توانیم با قاطعیت بگوییم که این برنامه های ما برگرفته از یک نگاه توسعه ای درون زا بومی و مطمئنی است که با اقتضائات تاریخی و فرهنگی، اجتماعی و حتی به مقتضیات اقتصادی ما مناسب بوده باشد، بنابراین این هم یکی از چالش های توسعه در کشور ماست؛ مساله بعدی اینکه این راه های رفته شده تجربه کلی بشر است و دیگران هم به همین پیامدها دچار شده اند و علتش این است که نگاه جامعی به توسعه نداشتند.
او ادامه داد: اخیرأ در باب الگوی پیشرفت و در باب ابعاد آن، آنچه که مطرح شده فکر، علم، زندگی و معنویت است. ما از توسعه پیشرفته به معنای واقعی که باید پیشرفت در علم، فکر و معنویت باشد و پیشرفت در زندگی تابعی از پیشرفت در فکر و علم و معنویت است، صحبت نکردیم یعنی اگر جامعه ای به لحاظ فکری و علمی و به لحاظ معنوی رشد و پیشرفت پیدا کند آنگاه زندگی آنها تحت تاثیر این پیشرفت قرار می گیرد که یکی از ابعاد پیشرفت در زندگی، پیشرفت اقتصادی است در حالی که عمده توجه ما به پیشرفت اقتصادی بوده و همزمان و همگام با پیشرفت اقتصادی پیشرفت در حوزه های دیگر به خصوص در فکر و معنویت شکل نگرفته است لذا همین پیشرفتی که ما دنبال آن هستیم اگر در کنار آن پیشرفت معنوی مناسبی وجود نداشته باشد چه بسا همین پیشرفت باعث مشکلاتی برای جامعه شود؛ مثلا اگر کسی به لحاظ فکری و قوه نفس و قدرت مدیریت برای یک تغییر و تحول آماده نباشد آن تغییر و تحول می تواند به ضرر او تمام شود مثل فردی که صلاحیت لازم برای برخورداری از دارایی و نعمتی را نداشته باشد و زمانی که در اختیار او قرار می گیرد چه بسا او را دچار مشکلات فراوانی می کند لذا در نظام ما الان در واقع گفته شده که باید الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تدوین شود و برنامه توسعه ای ما از این جهت دیگر مشکلی نداشته باشد که اگر این حل شود بقیه مسایل و چالش هایی که به تبع توسعه شکل می گیرد قابل مهار کردن است و درون یک تفکر می شود آن را مدیرت کرد و به نظر می رسد که روند تکاملی این موضوع را در نظاممان به خصوص بعد از انقلاب شاهد هستیم.
علی اکبری تصریح کرد: پس اگر زمانی که به برنامه توسعه می اندیشیم آن نگاه توسعه ای ما نگاه درستی باشد چنین مسایلی را نباید شاهد باشیم در واقع سیاست هایی را که اتخاذ می کنیم نباید چنین پیامدهایی داشته باشد. مثلأ اگر توسعه را فقط به داشتن چند صنعت بزرگ و مادر ببینیم معنایش همین می شود که شهرهای مرزی نسبت به دیگر شهرها از توسعه بسیار کمتری برخوردار می شوند ولی اگر توسعه را به توسعه همه جانبه که همه انسان ها از آن برخوردار باشند، ببینیم طبیعی است که دیگر تنها به چند صنعت مادر فکر نمی کنیم به مناطق پایین و اطراف نیز توجه می کنیم؛ همانطور که حضرت علی(ع) فرمودند" برای دورترین نقطه هم باید همانطور باشد که برای نزدیک ترین نقطه وجود دارد." در حال حاضر بعضی اصولی که به اسم عدالت در افکار عمومی مردم شناخته می شود نمی تواند عدالت باشد. مثلا فرضأ سرایه گذاری هایی که به اسم عدالت و برابری مطرح می شود دقیقأ نقطه مقابل عدالت و برابری است و دقیقأ عدالت کش است؛ مثلا ممکن است در یک منطقه ای فرضا با همین نگاه های غلط و در حالی که مقتضیات آن منطقه برای توسعه کشاورزی بوده اما به اسم اینکه باید عدالت برقرار شود بعضی از صنایع آلاینده را به آنجا منتقل کرده اند و مردم هم فکر کردند که این کار به نفع آنهاست اما نتیجه این کار از بین رفتن محیط زیست آن منطقه است و به اسم عدالت دقیقا به نابودی عدالت در آن منطقه کمک کردیم.
او در پایان خاطر نشان کرد: ما باید عدالت را به منزله غایت و هدف ببینیم و توسعه را در راستای تحقق عدالت ببینیم یعنی اسلام، توسعه ای که به عدالت منجر نشود را توصیه نمی کند؛ یعنی از شاخص های یک توسعه ای که حقیقتأ توسعه است توسعه ممدوحی است در واقع توسعه ای که منافع همگان را تأمین کند و نیازهای همگان را پاسخ دهد و کمترین پیامدهای سوء را هم نداشته باشد و در اینجا عدالت یک شاخص بسیار مهم و اساسی در شناخت اصالت و حقانیت توسعه است. آن چیزی که ما به دنبال آن هستیم عدالت است. بر خلاف بعضی از دیدگاه هایی که خیلی مبالغه می کنند بحمدالله بعد از انقلاب تلاش های بسیاری برای توسعه انجام گرفته است؛ گرچه تاکنیک های مختلفی به کار گرفته شد اما در مجموع مسیرمان به سمت تحقق عدالت بوده است؛ گام های بلندی هم برداشته شده ممکن است در بعضی از تاکتیک ها خطا کرده باشیم مثل هدفمند کردن یارانه ها اما مسیر جهت گیری ها کم کردن فاصله ها بوده و اتفاقأ شاخص های بین المللی هم در مواردی نزدیک شدن ما را به عدالت نشان می دهد ولی تا وضعیت مطلوب و ایده ال فاصله است و اینکه ما مسیر را به طور کلی خطا رفتیم نظر اشتباهی است و باید تلاش کرد مسیرهایی که می تواند ما را به عدالت واقعی برساند را دنبال کرد.
انتهای پیام