جهت گیری ها ،سیاست ها و برنامه های سیاسی حکومتی امیر المؤمنین (علیه السلام)در نهج البلاغه
بسمه تعالی
جهت گیری ها ،سیاست ها و برنامه های سیاسی حکومتی امیر المؤمنین (علیه السلام)در نهج البلاغه
استاد دکتر علی اکبری

برگرفته از نهج البلاغه ی استاد محمد دشتی
دانشجو دوره ی دکتری مهندسی فرهنگی:داودغیاثی راد
سوال اصلی تحقیق
1-سیاست ها و برنامه های حکومتی حضرت علی (علیه السلام) با فتنه های اول(جنگ جمل)و دوم (جنگ صفین)و سوم(نهروان)چگونه بوده است
2- جهت گیری ها ،برنامه های اقتصادی، سیاسی ،اجتماعی- فرهنگی و نظامی حضرت امیر (علیه السلام)چگونه بوده است
سوالات فرعی
• بخشی از نامه ها و خطبه های امام، در نهج البلاغه، پیرامون فتنه های قاسطین ناکثین مارقین چیست؟
• بخشی از نامه ها و خطبه های امام، در نهج البلاغه پیرامون مسایل سیاسی چیست
• جهت گیری و برنامه های امام، در نهج البلاغه پیرامون مسایل اقتصادی اجتماعی چیست
• بخشی از نامه ها و خطبه های امام، در نهج البلاغه پیرامون مسایل جهادی و نظامی چیست
• جهت گیری هاو برنامه ها ی امام، در نهج البلاغه پیرامون مسایل فرهنگی و اخلاقی چیست
جهت گیری ها وسیاست ها و برنامه ها
سیاست ها و برنامه های حکومتی حضرت علی (علیه السلام) را می توان به شرح ذیل دسته بندی کرد
1- جهت گیری و برخوردسیاسی اجتماعی با فتنه های اول(جنگ جمل)و دوم (جنگ صفین)و سوم(نهروان)
2- جهت گیری ها ،برنامه ها و سیاست های اقتصادی، سیاسی ،اجتماعی- فرهنگی و نظامی
فتنه ها ی جمل، صفین و نهروان
• پس ازاینکه مردم، با حضرت امیر المؤمنین )علیه السلام( بیعت کردند
• فضای سیاسی کشور اسلامی، با یک سلسله توطئه ها و فتنه ها آشفته گشت و برخی از چهره های مقام پرست، به کارشکنی در برابر حکومت قانونی و مردمی و عدالت گستر امیر المؤمنین( علیه السلام )پرداختند و بلوای جنگ جمل و سپس جنگ صفین و خوارج را برپا کردند.
• بخشی از نامه ها و خطبه های امام، در نهج البلاغه، پیرامون همین فتنه هاست است
فتنه ی .جمل :
v از سخنان حضرت استفاده می شود که از واقعه جمل و فتنه طلحه و زبیر و عایشه، دل پردردی داشته است. آنها بودند که برای نخستین بار، جهان اسلام را به آشوب کشاندند و آن یکپارچگی ای که امیرالمؤمنین علیه السلام با صبر و بردباری و درایت و رهبری حکیمانه -در عین خانه نشینی و محرومیّت از حقّ مسلّم خویش برای جامعه اسلامی به ارمغان آورده بود، از میان بردند.
v آنها اگرچه در بصره شکست خوردند، ولی به آشوب گران و قاسطین و مارقین جرأت دادند که در برابر حکومت الهی و مردمی علوی بایستند و نگذارند که جهان اسلام از شهد ناب عدالت، امنیت و مساوات و رشد سیاسی و توسعه اقتصادی و تعالی فرهنگی و تکامل اخلاقی و سعادت همه جانبه دنیوی و اخروی برخوردار و بهره مند شوند.
امیرالمؤمنین علیه السلام هم برای جلوگیری از جنگی که طلحه و زبیر و عایشه در بصره طراحی کرده بودند، تلاش بسیاری کرد. او در ضمن راز و نیاز با خدای خود می گوید:
«اللّهمّ إنّهما قطعانی و ظلمانی و نکثا بیعتی و ألَبَّا النّاسَ عَلَیَّ
«خدایا، طلحه و زبیر پیوند مرا گسستند و به من ظلم کردند و بیعت مرا شکستند و مردم را به جنگ با من بسیج کردند».
.جمل، کشتار شیعیان بصره
• امام(عليه السلام) بعد از جنگ به اهل مدینه و کوفه و نیز خواهرگرامیاش نامه هایی به مضمون شورش و خونریزی یاران جمل، کشتار شیعیان بصره، پیروزی خود، شکست ظالمین و پیمان شکنان، شهادت یاران خویش مینویسند. نامه ایشان به امهانی اینگونه است.
• أحمد إليك الله الذي لا إله إلا هو أما بعد فإنا التقينا مع البغاة و الظلمة في البصرة فأعطانا الله النصر عليهم بحوله و قوته و أعطاهم سنة الظالمين فقتل منهم طلحة و الزبير و عبد الرحمن بن عتاب و جمع لا يحصى و قتل منا بنو مجدوع و ابنا صوحان و علباء و هند و ثمامة فيمن يعد من المسلمين رحمهم الله و السلام.[
انگیزهی ناکثین
انگیزهی ناکثین در برپاییِ جنگ جمل علیه حکومت عدالت گستر علی (علیه السلام) را باید در ماهیت حکومت علی (علیه السلام) جست و ویژگیها و خطوط اصلی حکومت حضرت را مورد بررسی قرار داد. در جملهای میفرماید:
«اِنَّ هَؤلاءِ قَد تَمَالَؤُوا عَلیَّ سَخطَةَ اَمارَتی وَ سَأصبِرُ مَالَم أَخَف عَلَی جَمَاعَیکُم نهج البلاغه، خطبه 169
«همانا این گروه (ناکثین) بخاطر نارضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوسته و من تا هنگامی که بر اجتماع شما خوفناک نگردم صبر خواهم کرد
فتنه ی صفین
البغى و النكث و الفساد
• امام از اصحاب معاويه به عنوان اهل «بغى» و از ياران جمل به عنوان اهل «نكث» و از خوارج به عنوان اهل «فساد» ياد مىكند
• الا و قد امرنى الله بقتال اهل البغى و النكث و الفساد فى الارض.
• آگاه باشيد كه خداوند مرا به جنگ با اهل ستم و پيمان شكنى و فساد در زمين فرمان داد .
• نهج البلاغه، خطبه234
امام از اصحاب معاويه به عنوان اهل «بغى» و از ياران جمل به عنوان اهل «نكث» و از خوارج به عنوان اهل «فساد» ياد مىكند
همچنين امام در برخى از اظهارات خود اصحاب معاويه با همان قاسطين را به عنوان فاسقان معرفى كرده است:
فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و فسق آخرون.
و چون به امر حكومت برخاستم گروهى پيمان شكنى كردند و گروهى از دين خارج شدند و ديگرانى هم فاسق شدند.
به هر حال منظور از قاسطين همان معاويه و ياران او هستند كه سرسختترين دشمنان حكومت علوى بودند 3 خ
• امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه «قاصعه 234خ
• فرمود:
• «ألا و قد أمرنیَ اللّه بقِتالِ أهل البَغْیِ و النَّکْثِ و الفَسادِ فی الارضِ
• «هان! خداوند مرا به جنگ با تجاوزکاران و بیعت شکنان و آنهایی که در روی زمین به فساد و تبهکاری می پردازند، فرمان داده است».
• پیمان شکنی -چه در امور شخصی و چه در امور سیاسی و اجتماعی- از صفات زشت و نشان پستی و ناجوانمردی است. به همین جهت است که امام در یکی از دعاهای خود به پیشگاه خداوند عرضه می دارد:
• «و احْشُرنا فی زُمرتِهِ غیرَ خزایا و لا نادمینَ و لا ناکبینَ و لا ناکثینَ و لا ضالّین و لا مضلّین و لا مفتونین.
• «خدایا ما را با پیامبرت محشور کن که نه خوار و نه پشیمان و نه دور از راه حق و نه پیمان شکن و نه گمراه و نه گمراه کننده و نه شیفته و فریفته هوای نفس باشیم
علی(ع) در جنگهای خود و در برخورد با دشمنانش نیز به اصول اخلاقی و انسانی خود مقید بود. در جنگ صفین، معاویه و لشگریانش بر سر آب اردو زدند و افرادی را گماردند تا مانع استفاده یاران امام علی(ع) از آب شوند. حضرت قاصدی را نزد معاویه فرستاد تا آب را برای استفاده همگان آزاد بگذارند؛ ولی معاویه پس از مشورت با یارانش امتناع ورزید. پس از مدتی سپاهیان امام علی(ع) حمله کردند و با تارومار کردن لشکر معاویه بر آب مسلط شدند. برخی از یاران امام درصدد تلافی بودند؛ اما حضرت به آنان پیام داد که به اندازه نیازتان آب بردارید و بازگردید و آب را برای استفاده همگان آزاد بگذارید. برخی اعتراض کردند که معاویه با ناجوانمردی آب را به روی ما بست، حال که ما بر آب تسلط یافتهایم، نباید آن را برای استفاده او آزاد بگذاریم. ولی حضرت به آزاد گذاشتن آب دستور دادند؛ زیرا بستن آب را حتی بر دشمن عملی غیراخلاقی میشمردند.
نهج البلاغة، خطبه .191
ـ والله ما معاوية بادهي منى و كلنه يغدر و يفجر و لولا كراهية الغدر لكنت من ادهى الناس و لكن كل غدرة فجرة و كل فجرة كفرة
به خدا سوگند كه معاويه زيركتر از من نيست بلكه او حيله مىكند و از راه گناه وارد مى شود اگر نبود كه
نيرنگ را ناپسند مىدارم، من از زيركترين مردم بودم ولى هر نيرنگى گناه است و هر گناهى نوعى كفر است.
نهج البلاغة، خطبه .191
و بدين سان امام خط مشى كلى خود را مشخص مىسازد و با شفافيت تمام سياست مبتنى بر
ارزشها را اعلام مىدارد و عزل معاويه نيز در راستاى همين طرز فكر و شيوه حكومت امام بود.
فتنه ی نهروان
• ياران امام -عليه السلام تصور كردند كه نسل خوارج منقرض شده است،ولى امام در پاسخ آنان گفت:
• «كلا، و الله انهم نطف في اصلاب الرجال و قرارات النساء، كلما نجم منهم قرن قطع حتى يكون آخرهم لصوصا سلابين»
• نه، چنين نيست، آنان به صورت نطفه هايى در صلب مردان ورحم زنان به سر مىبرند. هرگاه شاخى از آنان برويد،(از طرف حكومتها) بريده مىشود(وشاخ ديگرى در جاى آن مىرويد) تا سرانجام به صورت گروههاى غارتگر وربايندگان اموال در مىآيند. (نهج البلاغه خطبه ی 59)
• در صلح جویی و آشتی طلبی آن حضرت تردید نیست، چنانچه در فرمان حکومتیاش به مالک اشتر دستور میدهند:
• «هرگاه دشمنی تو را به آشتی و صلح طلبید، درخواست او را رد نکن، و پیمان مصالحه و آتش بش امضاء کن
نهج
البلاغه، خطبه
3.
این سه جریان در حکومت عدل علی (علیه السلام) پدید آمدند
الف-جاه طلبان و مقام پرستان که در آغاز با علی (علیه السلام) بیعت کرده بودند تا بتوانند از این راه به مقام و ریاستی نائل آیند که«ناکثین» پیمان شکنان میباشند.
ب -ظالمانی که از حکومت پیشین بهرهها میبردند، دزدیها و غارتگریها مینمودند و از این راه اموال فراوانی بهم زده بودند نام این گروه در تاریخ اسلام «قاسطین» است)
ج-کوته فکران و خشکه مقدسان و ظاهر بینانی که فقط برای آنها ظاهر مطرح است نه حقیقت و به شدت به عقیدهی باطلشان پای بندند. نام این گروه در تاریخ اسلام «مارقین» یا «خوارج» میباشد.
علی (علیه السلام) این سه جریان را اینگونه بیان میفرماید:
«فَلَمَّا نَهَضتُ بِالاَمر نَمَثَت طَائِفةٌ وَ مَرَقَت اُخری وَ قَسَطَ آخَروُنَ
2- جهت گیری ها ،برنامه ها و سیاست های اقتصادی، سیاسی ،اجتماعی- فرهنگی و نظامی
سیاست علوی
• سیاست علوی با نگرشی که به انسان وجهان دارد
• 1=هستی شناسی
• 2=خداشناسی
• 3=معرفت شناسی
• را ارائه می کند روی کرد جدیدی به مسائل سیاسی وامنیتی میدهد
• و مطالب مهمی را به عرصه سیاست وامنیت می افزاید
- جهت گیری ها ،برنامه ها و سیاست های امنیتی اقتصادی، سیاسی ،اجتماعی- فرهنگی و
نظامی
• انقلاب ارزش ها
• در حکومت علی (علیه السلام) ارزشهای جاهلی مطرود و ارزشهای الهی جایگزین آنها میگردند و اصولاً انقلابی که علی (علیه السلام) در پی آن است جز با انقلاب در ارزشها و حاکمیت آنها حاصل نمیشود. به گفته برخی محققان تا انقلاب ارزشها در جامعه پدید نیاید، هرگز نمیتوان گفت انقلابی پدید آمده است
• به مصقله بن هبیره شیبانی که کارگزار حضرت(ع) در شهری از فارس بوده نیز این گونه نوشتند: گزارشی از تو به من داده اند که اگر چنان کرده باشی خدای خود را به خشم اورده ای و امام و امام خود را نافرمانی کرده ای. خبر رسیده تو غنیمت مسلمانان را که نیزه ها و اسب هایشان گرد آورده و با ریخته شدن خون هایشان به دست آورده به اعرابی که خویشاوند تواند و ترا برگزیدند می بخشی. نامه 43
جلوگیری از فساد و انحراف عمال و کارگزاران از طریق نظارت و حفاظت کارکنان
• حضرت علی (ع) در نامه ای به شریح قاضی، پس از کسب خبر در خصوص تخلف مالی وی، او را چنین انذار دادند: به من خبر داده اند که خانه ای هشتاد دینار خریده ای و سندی برای ان نوشته ای و گواهانی ان را امضاء کرده اند...ای شریح اندیشه کن که ان خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی که انگاه خانه دنیا و اخرت را از دست داده ای. (نامه شماره 3 نهج
اطلاع رساني
• امام علي(عليه السلام) در تبيين اخلاق سياسي حاکم، اطلاع رساني به مردم را امري ضروري مي داند. سياست مدار الهي هيچ رازي را از مردم پنهان نمي کند، مگر در مورد اسرار نظامي و نقشه ها و برنامه هاي جنگي که افشاي آن موجب بهره گيري و استفاده دشمنان عليه حکومت مي شود. به همين جهت امام(عليه السلام) در گزارشي به مردم کوفه در شرح فتنه ي خون خواهي عثمان مي نويسد:
• فاني اخبرکم عن امر عثمان حتي يکون سمعه کعيانه؛
• شما را از کار عثمان چنان آگاه کنم که شنيدن آن، چون ديدن آن باشد (نهج البلاغه، نامه ی 1ص 342 دشتی)
جهت گیری بنا بر سیره ی سیاسی
• دو رکن1- عزت و ذلت دولتها،
• 2-عظمت و انحطاط امتها،
• همین جهت گیری بنا بر سیره ی سیاسی امیرمؤمنان علی (ع) لازمه ی اداره ی امور، پیروی از اصولی مشخص است، اصولی که در صورت عمل بدانها اهداف یاد شده تحقق می یابد و عزت و عظمت دولت و امت فراهم می شود.
ظلم بر باد دهنده ی قوت و عزت دولتهاست
اینها همه شاخه هایی از ظلم است، و ظلم بر باد دهنده ی قوت و عزت دولتهاست و هیچ چیز چون عدل استحکام بخش دولت ها نیست
• . امام (ع) در ادامه می فرماید:
• «فانُظروا کیفَ کانوا حیثُ کانتِ الاملاءُ مجتمعهً، و الاهواءُ موتلفهً، و القلوبُ معتدلهً، و الایدِی مترادفهً، و السُیوفُ مُتناضرهً، و البَصائرُ نافذهً، و العَزائمُ واحدهً. الم یکُونوا ارباباً فی اقطارِ الارضینَ، و ملوکاً علَی رقابِ العالَمین؟ فانظرُوا الی ما صَارُوا الیهِ فی آخرِ اموُرهِم حینَ وقَعت الفُرقهُ، و تَشتت الالفهُ، و اخَتلفتِ الکلمهُ و الافئدهُ، و تشَعبُوا مختلفینَ، و تفَرقُوا متُحاربینَ، قَد خَلعَ اللهُ عنُهم لباسَ کرامتهِ، و سَلبهُم غضارهَ نعمتهِ، و بَقیَ قصَصُ اخبارِهم فیکُم عبراً للمُعتبَرینَ
• امام علی (ع) سپس وضع مسلمانان را در پی روی کردنشان به حق و پیروی از پیامبر اکرم (ص) و اصلاح امورشان و رسیدن به قوت و عزت و عظمت، توصیف می کند و
• سپس وضعی را که در پی پشت کردنشان به حق و پیروی از جاهلیت و روی کردنشان به دنیا پیش آمد، تصویر می کند و سیر انحطاط و زوال ایشان را تبیین می نماید و می فرماید:
«الا وانکُم قد نَفضتُم ایدیکُم من حبلِ الطاعهِ، و ثَلمتُم حصنَ اللِه المَضروبَ علیکُم، باحکامِ الجاهلیهِ. فان اللَه سبحانَهُ قَد امتُنَ علَی جماعَه هذهِ الامهُ یما عَقد بینهُم من حبلِ هذهِ الالفهِ التی ینتقلُونَ فی ظلِها، یاوُون الی کَنفها، بنعمهٍ لا یَعرفُ احدُ من المَخلوقینَ لها قیمهً، لانها ارجحُ من ثَمنٍ، و اجلُ من کل خطرٍ. و اعلَموا انکُم صرتُم بعدَ الهجرهِ اعراباً، و بعدَ الموالاهِ احزاباً. ما تتعلقونَ من الاسلامِ الا باسمهِ، و لا تَعرفُونَ من الایمانِ الا رسمُه. تقُولون: النارَ و لا العارَ! کانکُم ترُیدونُ ان تَکفُئوا الاسلامَ علَی وجههِ انتهاکاً لحَریمهِ، و نقضاً لمیثاقهِ الذی وضعُه اللُه لکَُم حرماً فی ارضهِ، و امناً بینَ خلقهِ خطبه 234
هان! بهوش باشید که دست از ریسمان اطاعت برگرفته اید و با تجدید رسوم جاهلیت، دژ محکم الهی را در هم شکسته اید. خداوند بر این امت منت نهاد و به الفت، آنان را با یکدیگر پیوند داد؛ پیوندی که در سایه ی آن زندگی کنند و در پناه آن بیارامند. این نعمتی است که هیچ یک از آفریدگان بهایش را نمی داند، زیرا بهای الفت و یگانگی از هر بهائی گرانقدرتر و از هر چیز پرارزشی، با ارزشتر است و بدانید که شما پس از هجرت - و ادب آموختن از شریعت - به خوبی بادیه نشینی بازگشتید و پس از پیوند دوستی، دسته دسته شدید. با اسلام جز به نام آن، بستگی ندارید و از ایمان، جز نشان آن را نمی شناسید. گویا می خواهید اسلام را واژگون کنید با دریدن پرده ی حرمتش و شکستن پیمانش، پیمانی که خداوند آن را برای شما در زمین خود پناه و در میان آفریده هایش ایمنی و آسایش قرار داده است؛
عوامل عظمت و گسستن از عوامل انحطاط
• از کیفرهایی که به سبب کردارهای بد و کارهای ناپسند بر امتها پیشین واقع شد، برحذر باشید؛ و نیک و بد احوالشان را به یاد آرید و خود را از همانند شدن به آنان بر حذر دارید.
• امیرمؤمنان علی (ع) به اندیشیدن در احوال نیک و بد گذشتگان می خواند و بر عبرت گرفتن از تفاوت احوال آنان و پیوستن به عوامل عظمت و گسستن از عوامل انحطاط ایشان سفارش می نماید:
• «فاذا تَفکرتُم فی تَفاوتِ حَالیهِم فالزَموا کُل امرٍ لزمتِ العزهُ به شانهُم، و زاحَتِ الاعداءُ له عنُهم، و مُدتِ العافیهُ به عَلیهِم و انقَادتِ النِعمهُ له معَهم، و وصَلتِ الکَرامهُ علیهِ حَبلهُم منَ الاجتنابِ للفُرقهِ، و اللزُم للالفهِ، و التَحاضِ علَیها و التَواصی بها، و اجتنبوا کُل امرٍ کَسرَ فقرتُهم، و اوهَن منُتهُم؛ مِن تضَاغُن القلُوب،ِ و تشَاحنُ الصدُورِ، و تَدابرِ النفُوسِ، و تَخاذُلِ الایدیِ
امام(عليه
السلام)در نامه هاي خود به بيان ويژگي ها و خصوصيات کارگزار خود پرداخته و مردم را
از ويژگي هاي او آگاه مي کرد (نهج البلاغه، نامه38).
امام(عليه السلام) در معرفي افراد از افراط و تفريط پرهيز کرده و مطالبي که بيان
مي فرمود مطابق با واقعيت وجودي آنان بود.
• امام(عليه السلام) هشدار مي دهد کارگزار را از منافقين و نقش آنان در اغفال جامعه آگاه مي کند.
• يکي ديگر از مواردي که در جهت گیری امام(عليه السلام) مطرح است دل جويي و محبت او نسبت به مردم است. اين مورد نسبت به کارگزاراني که بنابه دليلي رنجيده خاطر مي شدند نيز مصداق پيدا مي کند. چنانکه در نامه ي 34 نهج البلاغه
• محمد بن ابي بکر را مورد تفقد قرار مي دهد. همچنين حق نيکي، پايداري و وفاداري ياران را نيز به جاي مي گذارد. چنانکه پس از شهادت مالک در وصف او فرمود: براي ما خيرخواه و براي دشمنانمان سخت کوش و انتقام جو بود؛ خدايش رحمت کند... ما از او خشنوديم، خداوند رضوانش را بدو ارزاني کند و پاداشش را دو چندان سازد و در رساي محمدبن ابي بکر نيز از او به عنوان فرزندي خيرخواه و کارگزاري کوشا و شمشيري بران و ستوني پا برجا و مدافع نام مي برد.
• ریختن خون بی گناهان، حکومت ها را به تباهی و دولت ها را به سستی می کشاند و هیچ چیز مانند آن موجب دگرگونی اوضاع و زیر و رو کننده ی قدرت و دولت نیست. ا
• عهدنامه ی مالک اشتر در این باره چنین هشدار داده است:
• «ایاکَ و الدماءَ و سَفکَها بغیرِ حلهَا، فانُه لیسَ شیء ادنی لنقمهٍ، و لا اعظمَ لتبعهٍ، و لا احرَی بزوالِ نعمه،ٍ انقطاعِ مدهٍ، من سفکِ الدماءِ بغیرِ حقَها. و اللهُ سبحانهُ مبتدیُ بالحُکم بیَن العبادِ، فیما تسَافکَوا من الدماءِ یومِ القیامهِ؛ فلا تقُوینَ سلُطانکَ بسَفک دمٍ حرامٍ، فانَ ذلکَ مما یُضعفُه و یُوهنُه، بَل یُزیلُه و یَنقلُه
• بپرهیز از خونها، و ریختن آن به ناروا، که چیزی چون ریختن خون به ناحق - آدمی - را به کیفر نرساند، و گناه را بزرگ نگرداند، و نعمت را نبرد، و رشته ی عمر را نبرد. و خداوند سبحان روز رستاخیز نخستین داوری که میان بندگان کند، در خون هایی باشد که از یکدیگر ریخته اند. پس حکومت خود را با ریختن خونی به حرام نیرومند مکن که خون به حرام ریختن قدرت را به ناتوانی و سستی کشاند، بلکه دولت را از صاحب آن به دیگری بگرداند
• «فانظُروا الی مَواقعِ نِعَم اللِه عَلیَهم حینَ بعثَ الیهم رسولاً، فعقدَ بملتهِ طاعتُهم، و جَمعَ عَلی دعوتهِ الفتهُم: کیفَ نشرتِ النعمهُ علیهِم جناحَ کرامتها، و اسالت لهُم جداولَ نعیمهَا، و التقتِ الملهُ بهِم فی عوائدِ بَرکتَها، فاصبحُوا فی نعِمتَها غَرقینَ، وفی حُضرهِ عیَشها فَکهینَ. قد تَربعت الامورُ بهِم، فی ظلِ سلطانٍ قاهرٍ، و آوتهُم الحالُ الی کنفِ عزٍ غالبٍ، و تَعطفتِ الامورُ علیهِم فی ذُری ملکٍ ثابتٍ. فهُم حُکام علَی العالمینً، و ملُوک فی اطرافِ الارضینً. یَملکوُنَ الامورَ عَلی من کَان یمَلکُها علیِهم، و یَمضُونَ الاحکامَ فیمَن کان یُمضیَها فیهم! لا تغُمزُ لهُم قناهُ، و لا تقُرعُ لهُم صفاهُ
پس بنگرید که نعمتهای خدا چگونه بر آنان فرو ریخت هنگامی که پیامبری برایشان برانگیخت. آنان را به اطاعت خدا در آورد و بر دعوت او ایشان را گرد آورد و الفت بخشید. [بنگرید] که چگونه نعمت، پر و بال کرامت خود را بر آنان گسترد، و نهرهای مواهب خود را به سوی آنان جاری کرد، و آیین حق با تمام برکتهایش آنان را در برگرفت. سپس غرقه ی نعمت آن شدند و از خرمی زندگانی آن خشنود گردیدند. امور آنان در سایه ی قدرت کامل استوار گردید و در سایه ی عزتی پیروز، قرار گرفتند، و حکومتی ثابت و پایدار نصیبشان شد. آنان حاکمان جهانیان و زمامداران روی زمین گشتند. کار کسانی را به دست گرفتند که بر آنان حکومت می کردند، و برکسانی فرمان راندند که فرمانبر آنان بودند. کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند.
• با همین جهت گیری بنا بر سیره ی سیاسی امیرمؤمنان علی (ع) لازمه ی اداره ی امور، پیروی از اصولی مشخص است، اصولی که در صورت عمل بدانها اهداف یاد شده تحقق می یابد و عزت و عظمت دولت و امت فراهم می شود
بر انگیختن همگانی
و سفارش یکدیگر به الفت
اعتدال راستی دلها و اندیشه ها
نافذ بودن دیده ها
یارو مددکاربودن و همراهی در مبارزه با دشمنان
قاصعه طولانی ترین خطبه نهج البلاغه
قاصعه
که مباحث مهم دینی و فرهنگی در آن منعکس شده است. بررسی وضعیت جامعه کوفه در روزگار انشای خطبه و ارتباط محتوایی خطبه با جامعه کوفه، و بیان دردمندی و درماندگی در این خطبه به چشم می خورد. این سخنرانی پُرشور، بیانگر درس اخلاق، تاریخ، اسرار عبادت بزرگ حج، شیطان شناسی و راه دفاع در مقابل او، مشکلات گریبانگیر جامعه و راه حل های آن، جایگاه علی علیه السلام در نزد نبی صلی الله علیه وآله و عبرت های دیگر است.
• امام علی (ع) در خطبه «قاصعه چنین می فرماید:
• «و احَذرُوا ما نَزل بالاممِ قَبلکُم مِنَ المَثلُاتِ بسُوء الافعالِ و ذَمیم الاعمالِ. فتَذکروا فی الخیرِ و الشرِ احوالهَُم، و احذروا ان تکَونُوا امثالهُم
فهرست مطالب خطبه ی قاصعه:
1- والايى
پروردگار
2- نكوهش
تكبر و خودپسندى شيطان
3 -آزمايشها
درمان تكبّر
4 -هشدار
از دشمنى هاى شيطان
5 -پرهيز
از تكبّر و اخلاق جاهلى
6 -پرهيز
از سران متكبّر و خود پسند
7 -ضرورت
عبرت از گذشتگان
8 -فلسفه
آزمايشها
9- فلسفه
حج
•
10- پرهيز
از ستمكارى
11- فلسفه
عبادات اسلامى
12- تعصّب
ورزيدن زشت و زيبا
13-علل
پيروزى و شكست ملّتها
14- ره
آورد بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
15- علل
نكوهش و سقوط كوفيان
16- قاطعيّت
امام در نبرد با منحرفان
17 -سوابق
درخشان شجاعت و فضائل امام عليه السّلام
18- خيره
سرى و دشمنى سران قريش
19- الگوهاى
كامل ايمان
مهم ترین آموزش برای دولت ها و امت ها
• و چون در تفاوت احوال آنان [هنگامی که خوشبخت بودند و زمانی که بدبخت شدند] اندیشیدید،
• آن را عهده دار شوید که موجب عزت و اقتدار آنان شد، و دشمنان را از آنان دور کرد، و زمان سلامتشان را به درازا کشاند، و نعمت را در اختیارشان قرار داد، و بزرگواری و کرامتشان سبب پیوند
• اجتماعی شان شد، یعنی از تفرقه و پراکندگی دوری کردند، و بر الفت و همگامی همت گماشتند، و یکدیگر را بدان بر انگیختند و سفارش کردند؛ و بپرهیزید از هر کاری که پشت آنان را شکست و نیرویشان را گسست،
• یعنی از کینه های درونی، و بخل و حسادت، و پشت کردن به هم و دست از یاری یکدیگر کشیدن.
• هر خردمندی چون در این امور بیندیشد، به همان راهی می رود که امام علی (ع) بدان می خواند و خود را ملزم به رعایت عوامل عزت زا و پرهیز از عوامل ذلت زا می داند؛ و اامام (ع) در ادامه می فرماید:
• «فانُظروا کیفَ کانوا حیثُ کانتِ الاملاءُ مجتمعهً، و الاهواءُ موتلفهً، و القلوبُ معتدلهً، و الایدِی مترادفهً، و السُیوفُ مُتناضرهً، و البَصائرُ نافذهً، و العَزائمُ واحدهً. الم یکُونوا ارباباً فی اقطارِ الارضینَ، و ملوکاً علَی رقابِ العالَمین؟ فانظرُوا الی ما صَارُوا الیهِ فی آخرِ اموُرهِم حینَ وقَعت الفُرقهُ، و تَشتت الالفهُ، و اخَتلفتِ الکلمهُ و الافئدهُ، و تشَعبُوا مختلفینَ، و تفَرقُوا متُحاربینَ، قَد خَلعَ اللهُ عنُهم لباسَ کرامتهِ، و سَلبهُم غضارهَ نعمتهِ، و بَقیَ قصَصُ اخبارِهم فیکُم عبراً للمُعتبَرینَ234خ
پس بنگرید که چه گونه بودند، آن گاه که گروه ها فراهم بودند، و همگان راه یک آرزو را می پیمودند، و دلها راست و معتدل بود، و دستها را با هم و مددکار یکدیگر بود، و شمشیرها به یاری هم آخته بود، و دیده ها به یک سو دوخته بود، و خواسته شان یکی بود. آیا [در چنین احوالی] سرپرستان سراسر زمین نگردیدند؟ و آیا زمامدار همه ی جهانیان نشدند؟ پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید، چون میانشان جدایی افتاد، و الفتشان به پراکندگی انجامید، و سخنها و دلهایشان گونه گون گردید. از هم جدا شدند و به حزبها گراییدند و در عین پراکندگی با هم به نبرد پرداختند.
[در این هنگام] خدا لباس کرامت و عزت خود را از تنشان بیرون کرد، و نعمت فراخ خویش را از دستشان به در کرد. تنها آن چه از آنان باقی مانده است، سرگذشت ایشان است که درس عبرتی است برای آنان که بخواهند عبرت گیرند.
• «فانظُروا الی مَواقعِ نِعَم اللِه عَلیَهم حینَ بعثَ الیهم رسولاً، فعقدَ بملتهِ طاعتُهم، و جَمعَ عَلی دعوتهِ الفتهُم: کیفَ نشرتِ النعمهُ علیهِم جناحَ کرامتها، و اسالت لهُم جداولَ نعیمهَا، و التقتِ الملهُ بهِم فی عوائدِ بَرکتَها، فاصبحُوا فی نعِمتَها غَرقینَ، وفی حُضرهِ عیَشها فَکهینَ. قد تَربعت الامورُ بهِم، فی ظلِ سلطانٍ قاهرٍ، و آوتهُم الحالُ الی کنفِ عزٍ غالبٍ، و تَعطفتِ الامورُ علیهِم فی ذُری ملکٍ ثابتٍ. فهُم حُکام علَی العالمینً، و ملُوک فی اطرافِ الارضینً. یَملکوُنَ الامورَ عَلی من کَان یمَلکُها علیِهم، و یَمضُونَ الاحکامَ فیمَن کان یُمضیَها فیهم! لا تغُمزُ لهُم قناهُ، و لا تقُرعُ لهُم صفاهُ
پس بنگرید که نعمتهای خدا چگونه بر آنان فرو ریخت هنگامی که پیامبری برایشان برانگیخت. آنان را به اطاعت خدا در آورد و بر دعوت او ایشان را گرد آورد و الفت بخشید. [بنگرید] که چگونه نعمت، پر و بال کرامت خود را بر آنان گسترد، و نهرهای مواهب خود را به سوی آنان جاری کرد، و آیین حق با تمام برکتهایش آنان را در برگرفت. سپس غرقه ی نعمت آن شدند و از خرمی زندگانی آن خشنود گردیدند. امور آنان در سایه ی قدرت کامل استوار گردید و در سایه ی عزتی پیروز، قرار گرفتند، و حکومتی ثابت و پایدار نصیبشان شد. آنان حاکمان جهانیان و زمامداران روی زمین گشتند. کار کسانی را به دست گرفتند که بر آنان حکومت می کردند، و برکسانی فرمان راندند که فرمانبر آنان بودند. کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند.
• امام علی (ع) سپس وضع مسلمانان را در پی روی کردنشان به حق و پیروی از پیامبر اکرم (ص) و اصلاح امورشان و رسیدن به قوت و عزت و عظمت، توصیف می کند و سپس وضعی را که در پی پشت کردنشان به حق و پیروی از جاهلیت و روی کردنشان به دنیا پیش آمد، تصویر می کند و سیر انحطاط و زوال ایشان را تبیین می نماید و می فرماید:
. وانکُم ان لجاتُم الی غیرهِ حاربکُم اهلُ الکفُر، ثُم لا جبرائیلُ و لا میکائیلُ و لا مهُاجرونَ و لا انصارُ ینَصرونَکُم الا المُقارعهَ بالسیفِ حتی یَحکم اللُه بینکُم. و ان عندکُم الامثالَ من باسِ اللهِ و توارعهِ، و ایامهِ و وقائعهِ، فلا تستبطئُوا و عیدهُ جهلاً باخذهِ، و تهاوناً ببطشهِ، و یاساً من باسهِ فان اللَه سبحانَهُ لم یلَعنِ القَرنَ الماضیَ بینَ ایدیکُم الا لترکِهمُ الامرَ بالمعروفِ و النهیَ عن المنکرِ. فلعنَ اللهُ السفُهاء لرُکوبِ المعاصیِ و الحُکماءَ لترکِ التناهی! الا و قَد قطَعتُم قیدَ الاسلامِ، و عطلتُم حدودهُ، و امتُم احکامَهُ
و اگر شما به چیزی جز اسلام پناه ببرید، کافران با شما پیکار خواهند کرد، آن گاه نه جبرئیل ماند و نه میکائیل، و نه مهاجران و نه انصار که شما را یاری کنند. راهی جز زد و خورد با شمشیر نخواهید داشت تا این که خداوند میان شما داروی کند. مثلها و داستانها [ی قرآن] در باره ی عذاب و کیفرهای خداوند و سرگذشت کسانی که مورد خشم او قرار گرفتند در اختیار شماست. پس وعده ی عذاب او را دیر مپندارید به عذر آن که نمی دانید در چنگ او گرفتارید و از روی سهل انگاشتن انتقام او و ایمن شمردن خود از کیفر او که همانا خدای سبحان پیشینیان را از رحمت خود دور نکرد جز برای آن که امر به معروف را واگذاشتند، و مردمان را از منکر باز نداشتند پس خداوند بی خردان - آنان - را لعنت کرد و از رحمت خود دور کرد به خاطر آن که نافرمانی کردند، و خردمندان را به گناه آن که دیگران را از نافرمانی باز نداشتند. هان! بدانید که شما رشته ی پیوند با اسلام را گسستید، و حدود آن را شکستید و احکام آن را به کار نبستید.
حقوق والی و رعیت
بين حكومت ومردم ، از بزرگ ترين حقوق الهى است كه واجب شده است :
واءعـظـم مـا افـتـرض سـبـحانه من تلك الحقوق حقّ الوالى على الرّعيّة ، وحقّ الرّعيّة على الوالى فريضة فرضه اللّه سبحانه لكلّ على كلّ
رعـايـت دو طـرفـى حقوق ، موجب پيوند مستحكم اجتماعى مى شود كه از نمادهاى مشروعيت سياسى است :
فجعلها نظاما لالفتهم.
رعايت طرفينى اين حقوق ، مايه عزت وسربلندى دين وحق مى شود
جهت گیری سیاسی امیرمؤمنان علی (ع) لازمه ی اداره ی امور،با پیروی از اصول
• برقراى عدالت :
• واعتدلت معالم العدل .
• تقويت جريان درست وپايدار سنت ها در جامعه :
• وجرت على اءذلالها السنن .
• اصلاح زمانه
• فصلح بذلك الزمان
• امـيـدوارى مـردم ، در تـداوم حـكـومـت ويـاءس دشـمـن در نيل به آرزوها:
• وطمع فى بقاء الدّولة ، ويئست مطامع الاعداء
• 207 خطبه صفین
جهت گیری سیاسی امیرمؤمنان علی (ع) لازمه ی اداره ی امور، پیروی از اصول
• افـول ارزش هـاى اخـلاقـى : از جـمـله عـوامـلى كـه در تـحـول جـامـعه ، بدان توجه شده ومهم تلقى گرديده ، خصلت هاى اخلاقى اعضاى جامعه اسـت
• حـضـرت در نـامه 53 نيز به مالك اشتر سفارش پيوند با پارسايان وراست گويان را مى كند واو را از صفات ناپسند خودپسندى وتكبر بر حذر مى دارد.
جهت گیری اقتصادى اميرمؤمنان( عليه السلام)
• جهت گیری اقتصادى اميرمؤمنان عليه السلام ، تجسم عينى احكام ، آرمانها و ارزشهاى اسلامى است . او همانطور كه در علوم ، فنون ، معارف ، سياست ، جهاد ، خطابه و . . . سرآمد انسانهاى روزگار است . در زمينه رفتار اقتصادى نيز ، موفقترين چهره تاريخ بشريت به شمار مىرود .
• فعاليتهاى اقتصادى امام على عليه السلام بر اساس يك برنامه كامل اقتصادى است ،. در اين برنامه و مدل رفتارى ، ارزش ذاتى و هدف نهايى و بنيادىترين اصل زندگى « جلب خشنودى خدا و خوف از عذاب او » است . اين اصل بر تمامى رفتارهاى اقتصادى امام عليه السلام حاكم است . و معناى كار عاقلانه اقتصادى در نزد او هر كارى است كه جلب رضايت خداوند و يا فرو نشاندن خشم او را در پى داشته باشد .
ننگ آيد كه بخسى وشكم پر زطعام ـ ـ ـ ـ ـ ديگرى پوست بجويد كه به دندان كشدش .
جهت گیری و برنامه ها ی اقتصادى اميرمؤمنان( عليه السلام)
من اگر مى خواستم ، مى توانستم از عسل پاك واز مغز گندم وبافته هاى ابريشم ، براى خود غذا ولباس فراهم آورم ، اما هيهات كه هواى نفس بر من چيره گردد وحرص وطمع ، مرا وادار كند كه طعام هاى لذيذ برگزينم ، در حالى كه در حجاز يا يمامه (سرزمين در جنوب عـربـستان ) كسى باشد كه به قرص نانى نرسد ويا هرگز شكمى سير نخورد، يا من سير بخوابم وپيرامونم شكم هايى كه از گرسنگى به پشت چسبيده ، وجگرهاى سوخته وجود داشته باشد، يا چنان باشم
برنامه ها و مدیریت اقتصادى اميرمؤمنان( عليه السلام)
اهتمام اكيد بر استحصال ، حفظ ونگهدارى منابع مالى دولت ؛ مانند ماليات ها: ولا تاءمننّ عليها الاّ من تثق بدينه .
تـنـظـيـم بـازار ورسـيـدگـى بـه امـور بـازرگـانـان وصنعتگران : ثمّ استوص بالتّجّار وذوى الصّناعات
مديريت اقتصادى
لزوم مـبـارزه شـديـد با هرگونه تخلف در امور اقتصادى ، اسراف وتبذير، اشرافى گـرى ، رشـوه خـوارى ، شكم بارگى ، اختلاس ، كاخ نشينى ، تفاخر و... نمونه هاى اين بـحـث را مـى تـوان در رفتار حضرت عليه السّلام با شريح قاضى ، كه خانه اى هشتاد ديـنـارى خـريـده بـود، سـفـارش به زياد بن ابيه ، در اسراف نكردن وياد قيامت بودن ، پرهيز دادن عثمان بن حنيف از شكم بارگى ، تقبيح رشوه خوارى ونهى از خيانت به بيت المال ملاحظه كرد.
اصرار بر استفاده از منابع مالى ، در عمران وآبادانى شهرها، به عنوان يك هدف كلى : جباية خراجها و... عمارة بلادها نامه53
سـفـارش بـه رعـايـت اعـتـدال
(تـلفـيـق نـرمى با قاطعيت ) به عنوان اخلاق لازم براى مـديـريـت صـحـيـح : فـالبـس لهـم جـلبـابـا مـن اللّيـن تـشوبه بطرف من الشّدة وداول لهـم بـيـن القـسـوة والرّاءفـة ، وامـزج لهـم بـيـن التـّقـريـب والادنـاء، والابـعـاد والاقصاء.
جهت گیری و برنامه ها ی اقتصادى اميرمؤمنان( عليه السلام)
قشرهاى زمين گير، ناتوانان
• در نامه 26 نيز، حضرت عليه السّلام خطاب به كارگزاران امر صدقات ، مى فرمايد
• كه قشرهاى زمين گير، ناتوانان وتنگ دستان ، شريكان شما هستند كه اگر حق ايشان را ادا نكنيد،
• خداوند در قيامت ، شما را مؤ اخذه خواهد كرد.
جهت گیری و برنامه ها ی اقتصادى اميرمؤمنان( عليه السلام)
• يكى از شيواترين بيان هاى حضرت عليه السّلام نامه عتاب آلود ايشان به عثمان بن حنيف انـصـارى ، فـرماندار بصره است كه وقتى به امام عليه السّلام گزارش رسيد كه او در يك مهمانى اشرافى شركت كرده ، براى او چنين نوشت :
• ... ولو شـئت لا هـتـديـت الطـّريـق الى مـصـفـّى هـذا العـسـل ، ولباب هذا القمح ، ونسائج هذا القزّ، ولكن هيهات اءن يغلبنى هواى ، ويقودنى جشعى الى تخيّر الاطعمة ، ولعلّ بالحجاز اءو اليمامة من لاطمع له فى القرص ، ولا عهد له بـالشـّبـع !، اءو اءبـيـت مـبـطـانـا وحـولى بـطون غرثى ، واءكباد حرّى ، اءو اءكون كما قال القائل :
• وحسبك داء اءن تبيت ببطنة
• وحولك اءكباد تحنّ الى القدّ نامه 45
انگيزه توليد و كسب درآمد
از ديدگاه فيلسوفان اقتصادى غرب ، چون؛، هابز ، ويليام جونز ، آدام اسميت و مانند آنها ، هدف نهايى انسان لذت و خوشى فردى است و از آنجاييكه ، لذت و خوشى به عنوان هدف نهايى داراى ارزشى ذاتى است ،
امام على عليه السلام در نهج البلاغه شديدا حاكميت لذتطلبى بر رفتار خود را انكار كرده و مىفرمايند :
• « من آفريده نشدم كه خوردن خوراكيهاى پاكيزه مرا به خود ، مشغول دارد ، همچون حيوان پروارى كه تمام همش ، علف است ، و يا همچون حيوان رها شدهاى كه شغلش چريدن و خوردن و پر كردن شكم مىباشد . و از سرنوشتى كه در انتظار اوست بى خبر است ، آيا بيهوده يا مهمل و عبث آفريده شدهام؟ »
جايگاه دنيا و لذتهاى دنيوى
• « من آفريده نشدم كه خوردن خوراكيهاى پاكيزه مرا به خود ، مشغول دارد ، همچون حيوان پروارى كه تمام همش ، علف است ، و يا همچون حيوان رها شدهاى كه شغلش چريدن و خوردن و پر كردن شكم مىباشد . و از سرنوشتى كه در انتظار اوست بى خبر است ، آيا بيهوده يا مهمل و عبث آفريده شدهام؟
• در ادامه همين بيان ، امام عليه السلام جايگاه دنيا و لذتهاى دنيوى در انديشه خود را چنين بيان مىكنند :
• « كسيكه در لغزشگاههاى تو قدم گذارد ، سقوط مىكند .
فرماندار بصره
نامه امام عليه السلام به عثمان بن حنيف ـ فرماندار بصره ـ. در اين نامه ، امام استاندار خود را به خاطر شركت در چنين مجلسى شديدا توبيخ نموده و آنگاه با بيان سنت رفتارى خود وى را به تلاش در اين راستا فرا مىخواند .
« آگاه باش! هر مأمورى امام و پيشوايى دارد كه بايد به او اقتدا كند . و از نور دانشش بهره گيرد ، بدان امام شما از دنيايش به همين دو جامه كهنه و از غذاهاى به دو قرص نان اكتفا كرده است ، آگاه باش! شما توانايى آن را نداريد كه چنين باشيد ، اما مرا با ورع ، تلاش ، عفت و پيمودن راه صحيح يارى دهيد » . نهج البلاغه ، نامه45
• كسى كه بر امواج بلاهاى تو سوار گردد غرق مىشود . ( اما ) كسى كه از دامهاى تو خود را بر كنار دارد پيروز مىگردد . آن كه از دست تو سالم رسته از اين هيچ ناراحت نيست كه معيشت او به تنگى گراييده ، چرا كه دنيا در نظر او همچون روزى است كه زمان زوال و پايان گرفتنش فرا رسيده .
• از من دور شو! سوگند به خدا! من رام تو نخواهم شد تا مرا خوارسازى؛ و زمام اختيارم را بدست تو نخواهم سپرد كه به هر كجا بخواهى ببرى! به خدا سوگند ـ سوگندى كه تنها مشيت خداوند را از آن استثناء مىكنم ـ آن چنان نفس خويش را به رياضت وا دارم كه به يك قرص نان ـ هر گاه به آن دست يابم ـ كاملا متمايل شود و به نمك ، به جاى خورشت قناعت نمايد » (103)
ويژگيهاى انفاق امام عليه السلام
شدت اهتمام به محرومان ـ در نگاه اميرالمؤمنين عليه السلام رفع نياز نيازمندان يك مسئوليت بزرگ انسانى و ايمانى است كه غفلت از آن تحت هيچ شرايطى روا نيست . ا. زمانى كه حضرت علاوه بر ثروت شخصى ، بيت المال مسلمانان را نيز در اختيار داشت . در ميان تمامى اين امكانات ، طعم گرسنگى را در سراسر شبها با خود مرور مىكرد . و حتى پس از آنكه تمامى بينوايان پيرامون خود را مىنواخت ، باز هم آسوده خاطر نمىگشت و مىفرمود:
« شايد در حجاز و يا يمامة كسانى باشند كه هنوز از يافتن قرص نانى نا اميدند و هيچ خاطرهاى از سيرى بر ذهنشان نقش نبسته است » نهج البلاغه ، نامه 45
نكتهميانه روى در انفاق
در جهت گیری اقتصادى امام عليه السلام حضرت در سنت گفتارى خود ، مردم را به ميانه روى در انفاق دعوت نمودهاند . و ميانه روى در انفاق به حالتى تفسير شده است كه فرد ، كمكهاى مالى خود به ديگران را، پس از تأمين نيازهاى خانواده انجام دهد .

ازمهمترینن برنامه های حکومت علی (علیه السلام) قاطعیت است. البته قاطعیت در بینشی مخصوص که از متن قرآن گرفته شده است؛ چنانکه در توصیف پیامآوران الهی میفرماید: «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَلَتِ اللَّهِ وَ يخَْشَوْنَهُ وَ لَا يخَْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَ كَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا»(احزب39)
«(پيامبران) پيشين كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكردند و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداشدهنده اعمال آنها) است.»
امام علی (علیه السلام)، سازش کار نبودن، همرنگ جماعت نشدن و پیروزی نکردن از هواهای نفسانی را سه شرط اصلی برای برپاداشتن دین خدا میداند و این سه ویژگی بخوبی تبلیغات و مد و چشم و هم چشمی را در فرهنگ جامعه وشزد می کند
ر وشنگرى
ر وشنگرى
به ويژه در مواقعى كه مردم بر اساس قضاوت ظاهرى ، بدبين مى شوند: حضرت عليه السّلام در اين باره مى فرمايد:
وان ظـنـّت الرّعـيـة بـك حـيـفـا فـاءصـحـر لهـم بـعـذرك واعدل عنهم ظنونهم باصحارك .
اگـر مردم بر تو گمان بد پيدا كردند، عذر خويش را آشكار با آنان در ميان بگذار وبا اين كار، از بدگمانى نجاتشان ده (با توضيح خود، سمت گيرى گمانشان را با حق ، هم سو ساز).
سـفـارش هـاى حـضـرت عـليه السّلام درباره توجيه واحترام به افكار عمومىو اطلاع رسانی نيز،
كه در نامه 53 وخطبه 127 به آن اشاره شده است ، از همين مقوله است
رضايت خداوند
• در نگاه امام تنها هدفى كه داراى ارزش ذاتى و اصيل است جلب رضايت و خشنودى خداوند است . رضايت خداوند انگيزه نيرومندى است كه على عليه السلام با تلاش فرهنگی سیاسی اجتماعی به ویژه در شدت گرماى روز به تلاش اقتصادى وا مىدارد ، در حاليكه شخصا هيچ نيازى به محصول آن ندارد .
اخـتـنـاق ، زمـيـنـه رشـد فـسـاد:
اخـتـنـاق ، زمـيـنـه رشـد فـسـاد: اخـتـنـاق از عـوامـل درونـى افـول يـك نـظـام سـيـاسـى اسـت كـه امـام عـلى عـليـه السـّلام در خـطـبـه شـقـشـقـيه ، آن را عـامـل اصـلى افول خلافت عثمان شمرده وتبعيض ، فساد وظلم را از آثار آن معرفى مى كند ودر نامه 53 پرهيز از اختناق را به مالك اشتر گوشزد مى فرمايد
تـفـقـدعـمـومـى ، بـه ويژه از همكاران رنجيده وفرماندهان نظامى
تـفـقـد عـمـومـى ، بـه ويژه از همكاران رنجيده وفرماندهان نظامى : در اين كه امام عليه السـّلام در اقـتـدا بـه پـيـامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه وآله اسوه اخلاق ومهربانى بـودجـاى هـيـچ ترديدى براى دوست ودشمن نيست ؛ اما آن چه در جلب مشروعيت مؤ ثـر اسـت ، ايـن كه حضرت عليه السّلام در مورد رنجيدگى اطرافيان ، بى تفاوت نبود.
لذا بـه مـحـمـد بـن ابـى بـكـر نـامـه مـى نـويـسـد ودليـل خـود را بـراى عـزل وى وجـايگزينى مالك ، بيان مى كنديا در فرمان حكومتى به مالك اشتر، تـفـقـد از فـرمـانـدهـان نـظـامـى را، كـه نـشـان از جـايـگـاه ويـژه ايشان دارد، گوشزد مى كند
عامل ذلت جامعه
جهاد: خطبه جهاديه حضرت عليه السّلام شكوايه اى است از اين كه مردم از جهاد، اين سپر ودژ مستحكم جامعه اسلامى ، كناره گرفتند. حضرت عليه السّلام مى فرمايد:
هـر كـه جـهـاد را واگـذارد وآن را نـاخـوشـايـنـد دارد، خـدا جـامـه خـوارى بـر تـن او پوشاند
ودر جاى ديگر تصريح مى كند:
تـرك جـهـاد، نـه تـنـهـا عـامـل ذلت فـردى مـى شـود، كـه عامل ذلت جامعه نيز مى شود
طبقات اجتماعى
امـام عـلى عـليـه السّلام در تبيى طبقات اجتماعى ، براى مالك اشتر نخعى ، طبقه نيازمندان وزمين گيران را طبقه پايين جامعه معرفى كرده ومى فرمايد:
حق اين است كه اين طبقه ، از يارى وبخشش ديگران بهره مند شوندحضرت در ادامه همين فرمان ، با تاءكيد بيش تر درباره طبقات محروم جامعه مى فرمايد:
اللّه اللّه فى الطّبقة السّفلى ... آنـان كه هيچ چاره اى ندارند، يعنى مستمندان ، نيازمندان ، تهى دستان واز كار افتادگان ، در ايـن طـبـقه ، هم كسانى هستند كه اهل درخواست وسؤ الند وهم كسانى هستند كه (عزت نفس دارنـد و) بـدون درخـواست واظهار نياز، بايد به آنان رسيدگى شود. بنابراين ، مالكا! بـه آن چـه خـداونـد دربـاره آنـان بـه تـو دسـتـور داده ، عـمـل كـن ... حـق هـمـه آنـان را مـراعـات كـن ، مـبـادا سـر مـسـتـى زمـامـدارى ، تـو را بـه خـود مشغول سازد (واز رسيدگى به آنان غفلت كنى )...
• عدالت اقتصادی مصداقی از عدالت درمعنای وسیع آن است معرفی معنای وسیع عدالت راهی است برای یافتن حدود مفهوم عدالت اقتصادی وبه تعبیر دیگر، عدالت اقتصادی بعدی از ابعاد گوناگون عدالت، از قبیل عدالت سیاسی، قضایی و فرهنگی است. بنابراین، منظور از اقتصاد وفعالیتهای اقتصادی، هر کاری خواهد بود که به معشیت وزندگی مادی انسان و اجتماع ارتباط می یابد تا بتواند در سایه تامین نیازهای خود، در رفاه و آسایش زندگی کند
• نگرش حضرت به دنیا و مسائل مادی و اقتصادی، با دیگر نگرش های تنگ نظرانه ومادی تفاوت دارد. حضرت به تبع نگرشی که به هستی وهدف از آفرینش انسان دارد، افقی گسترده تر از دنیای تنگ ومادی را می نگرد وبه آخرت وسعادت آخری به صورت اصلی ونهایی ترین هدف از خلقت هستی انسان نگاه می کند. سفارش به حق محوری وعدالت مداری را در هم فرصتی ابراز می دارد و با هر گونه ستم وبی عدالتی (از هر کس واز هر نوعش) مبارزه می کند و در تقسیم بیت المال، مصرف بیت المال و رعایت حقوق عمومی مردم به وسیله حاکم و والی و پرهیز از ایجاد وضعیت نامساعد اقتصادی که به بی عدالتی می انجامد، تذکرات گوناگون ومتعددی را می
اعلام سياستهاى حكومتى
آن چه مىگويم به عهده مىگيرم، و خود به آن پاى بندم كسى كه عبرتها براى او آشكار شود، و از عذاب آن پند گيرد، تقوا و خويشتن دارى او را از سقوط در شبهات نگه مىدارد. آگاه باشيد، تيره روزىها و آزمايشها، همانند زمان بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بار ديگر به شما روى آورد. سوگند به خدايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به حق مبعوث كرد، سخت آزمايش مىشويد، چون دانهاى كه در غربال ريزند، يا غذايى كه در ديگ گذارند به هم خواهيد ريخت، زير و رو خواهيد شد، تا آن كه پايين به بالا، و بالا به پايين رود، آنان كه سابقهاى در اسلام داشتند، و تاكنون منزوى بودند، بر سر كار مىآيند، و آنها كه به ناحق، پيشى گرفتند، عقب زده خواهند شد.
سياست اقتصادى امام عليه السّلام
به خدا سوگند، بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلى آن باز مىگردانم، گر چه با آن ازدواج كرده، يا كنيزانى خريده باشند، زيرا در عدالت گشايش براى عموم است، و آن كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمّل ستم براى او سختتر است.
ترجمه خطبه 16 (پس از بيعت مردم مدينه با امام عليه السّلام اين اوّلين سخنرانى آن حضرت در سال 35 هجرى است)
1 اعلام سياستهاى حكومتى
آن چه مىگويم به عهده مىگيرم، و خود به آن پاى بندم كسى كه عبرتها براى او آشكار شود، و از عذاب آن پند گيرد، تقوا و خويشتن دارى او را از سقوط در شبهات نگه مىدارد. آگاه باشيد، تيره روزىها و آزمايشها، همانند زمان بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بار ديگر به شما روى آورد. سوگند به خدايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به حق مبعوث كرد، سخت آزمايش مىشويد، چون دانهاى كه در غربال ريزند، يا غذايى كه در ديگ گذارند به هم خواهيد ريخت، زير و رو خواهيد شد، تا آن كه پايين به بالا، و بالا به پايين رود، آنان كه سابقهاى در اسلام داشتند، و تاكنون منزوى بودند، بر سر كار مىآيند، و آنها كه به ناحق، پيشى گرفتند، عقب زده خواهند شد.
ترجمه خطبه 126
(به امام گفتند كه مردم به دنيا دل بستهاند، معاويه با هدايا و پولهاى فراوان آنها را جذب مىكند شما هم از اموال عمومى به اشراف عرب و بزرگان قريش ببخش و از تقسيم مساوى بيت المال دست بردار تا به تو گرايش پيدا كنند)
عدالت اقتصادى امام عليه السّلام
آيا به من دستور مىدهيد براى پيروزى خود، از جور و ستم در باره امّت اسلامى كه بر آنها ولايت دارم، استفاده كنم به خدا سوگند، تا عمر دارم، و شب و روز برقرار است، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مىكنند، هرگز چنين كارى نخواهم كرد اگر اين اموال از خودم بود به گونهاى مساوى در ميان مردم تقسيم مىكردم تا چه رسد كه جزو اموال خداست آگاه باشيد
ترجمه نامه 24 (پس از بازگشت از جنگ صفین اين وصيّت نامه اقتصادى را در 20 جمادى الاوّل سال 37 هجرى نوشت)
1 وصيّت اقتصادى نسبت به اموال شخصى
اين دستورى است كه بنده خدا على بن ابى طالب، امير مؤمنان نسبت به اموال شخصى خود، براى خشنودى خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد، و آسودهاش گرداند. [قسمتى از اين نامه است] همانا سرپرستى اين اموال بر عهده فرزندم حسن بن على است، آنگونه كه رواست از آن مصرف نمايد، و از آن انفاق كند، اگر براى حسن حادثهاى رخ داد و حسين زنده بود، سرپرستى آن را پس از برادرش بر عهده گيرد، و كار او را تداوم بخشد. پسران فاطمه از اين اموال به همان مقدار سهم دارند كه ديگر پسران على خواهند داشت، من سرپرستى اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم، تا خشنودى خدا، و نزديك شدن به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بزرگ داشت حرمت او، و احترام پيوند خويشاوندى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فراهم آورم.
2 ضرورت حفظ اموال
و با كسى كه اين اموال در دست اوست شرط مىكنم كه اصل مال را حفظ كرده تنها از ميوه و درآمدش بخورند و انفاق كنند، و هرگز نهالهاى درخت خرما را نفروشند، تا همه اين سرزمين يك پارچه به گونهاى زير درختان خرما قرار گيرد كه راه يافتن در آن دشوار باشد.
ترجمه خطبه 93
(برخى از مورّخان نقل كردهاند كه اين سخنرانى امام عليه السّلام پس از حادثه جنگ نهروان در سال 38 هجرى ايراد شد).
1 ويژگىهاى علمى و سياسى امام على عليه السّلام
پس از حمد و ستايش پروردگار، اى مردم من بودم كه چشم فتنه را كندم، و جز من هيچ كس جرأت چنين كارى را نداشت، آنگاه كه امواج سياهىها بالا گرفت و به آخرين درجه شدّت خود رسيد. پس از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد. سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست، نمىپرسيد از چيزى كه ميان شما تا روز قيامت مىگذرد، و نه از گروهى كه صد نفر را هدايت يا گمراه مىسازد، جز آن كه شما را آگاه مىسازم و پاسخ مىدهم. و از آن كه مردم را بدان مىخواند و آن كه رهبريشان مىكند و آن كه آنان را مىراند،و آنجا كه فرود مىآيند و آنجا كه بار گشايند و آن كه از آنها كشته شود و آن كه بميرد، خبر مىدهم. آن روز كه مرا از دست داديد، و نگرانىها و مشكلات بر شما باريدن گرفت، و بسيارى از پرسش كنندگان به حيرت فرو رفته مىگويند سر انجام چه خواهد شد كه گروه بسيارى از پرسش شوندگان از پاسخ دادن فرو مانند.
ترجمه خطبه 229
(وصف روز بيعت مردم با امام عليه السّلام كه شبيه اين خطبه در عبارات گذشته آمد)
ويژگىهاى بيعت مردم با امام
دست مرا براى بيعت مىگشوديد و من مىبستم، شما آن را به سوى خود مىكشيديد و من آن را مىگرفتم سپس چونان شتران تشنه كه به طرف آبشخور هجوم مىآورند بر من هجوم آورديد، تا آن كه بند كفشم پاره شد، و عبا از دوشم افتاد، و افراد ناتوان پايمال گرديدند. آنچنان مردم در بيعت با من خشنود بودند كه خردسالان شادمان، و پيران براى بيعت كردن، لرزان به راه افتادند، و بيماران بر دوش خويشان سوار، و دختران، جوان بى نقاب به صحنه آمدند .
ترجمه نامه 26 (نامه به برخى از مأموران ماليات كه در سال 36 هجرى براى فرماندار اصفهان مخنف بن سليم فرستاده شد)
امانت دارى
كسى كه امانت الهى را خوار شمارد، و دست به خيانت آلوده كند، خود و دين خود را پاك نساخته، و درهاى خوارى را در دنيا به روى خود گشوده، و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود، و همانا بزرگترين خيانت خيانت به ملّت، و رسواترين دغلكارى، دغلبازى با امامان است، با درود.
ترجمه نامه 27 (نامه به فرماندار مصر، محمد بن ابى بكر، هنگامى كه او را در آغاز سال 37 هجرى به سوى مصر فرستاد)
1 اخلاق اجتماعى
با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده رو و خندان باش. در نگاههايت، و در نيم نگاه و خيره شدن به مردم، به تساوى رفتار كن، تا بزرگان در ستمكارى تو طمع نكنند، و ناتوانها در عدالت تو مأيوس نگردند، زيرا خداوند از شما بندگان در باره اعمال كوچك و بزرگ، آشكار و پنهان خواهد پرسيد، اگر كيفر دهد شما استحقاق بيش از آن را داريد، و اگر ببخشد از بزرگوارى اوست.
2 اعتدال گرايى زاهدان
آگاه باشيد اى بندگان خدا پرهيزكاران از دنياى زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند. با مردم دنيا در دنياشان شريك گشتند، امّا مردم دنيا در آخرت آنها شركت نكردند، پرهيزكاران در بهترين خانههاى دنيا سكونت كردند، و بهترين خوراكهاى دنيا را خوردند، و همان لذّتهايى را چشيدند كه دنياداران چشيده بودند، و از دنيا بهره گرفتند آنگونه كه سركشان و متكبّران دنيا بهرهمند بودند. سپس از اين جهان با زاد و توشه فراوان، و تجارتى پر سود، به سوى آخرت شتافتند.
لذّت پارسايى در ترك حرام دنيا را چشيدند، و يقين داشتند در روز قيامت از همسايگان خدايند، جايگاهى كه هر چه درخواست كنند، داده مىشود، و هر گونه لذّتى در اختيارشان قرار دارد.
ترجمه نامه 31 (نامه به فرزندش امام حسن عليه السّلام وقتى از جنگ صفين باز مىگشت و به سرزمين «حاضرين» رسيده بود در سال 38 هجرى)
اخلاق اجتماعى
به نيكىها امر كن و خود نيكوكار باش، و با دست و زبان بديها را انكار كن، و بكوش تا از بدكاران دور باشى، و در راه خدا آنگونه كه شايسته است تلاش كن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. براى حق در مشكلات و سختىها شنا كن، شناخت خود را در دين به كمال رسان، خود را براى استقامت برابر مشكلات عادت ده، كه شكيبايى در راه حق عادتى پسنديده است، در تمام كارها خود را به خدا واگذار، كه به پناهگاه مطمئن و نيرومندى رسيدهاى، در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان، كه بخشيدن و محروم كردن به دست اوست، و فراوان از خدا درخواست خير و نيكى داشته باش. وصيّت مرا بدرستى درياب، و به سادگى از آن نگذر، زيرا بهترين سخن آن است كه سودمند باشد، بدان علمى كه سودمند نباشد، فايدهاى نخواهد داشت، و دانشى كه سزاوار ياد گيرى نيست سودى ندارد.
ترجمه خطبه 26
(پس از كشته شدن محمّد بن ابى بكر در مصر در سال 38 هجرى امام اين سخنرانى را در كوفه ايراد كرد كه سيّد رضى قسمتهايى از آن را آورده).
1 شناخت فرهنگ جاهليّت
خداوند، پيامبر اسلام، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هشدار دهنده جهانيان مبعوث فرمود، تا امين و پاسدار وحى الهى باشد، آنگاه كه شما ملّت عرب، بدترين دين را داشته، و در بدترين خانه زندگى مىكرديد، ميان غارها، سنگهاى خشن و مارهاى سمّى خطرناك فاقد شنوايى، به سر مىبرديد، آبهاى آلوده مىنوشيديد و غذاهاى ناگوار مىخورديد، خون يكديگر را به ناحق مىريختيد، و پيوند خويشاوندى را مىبرديد، بتها ميان شما پرستش مىشد، و مفاسد و گناهان، شما را فرا گرفته بود.
ترجمه خطبه 33
ويژگىهاى نظامى و اخلاقى امام على عليه السّلام
به خدا سوگند من از پيشتازان لشكر اسلام بودم تا آنجا كه صفوف كفر و شرك تار و مار شد. هرگز ناتوان نشدم و نترسيدم، هم اكنون نيز همان راه را مىروم، پرده باطل را مىشكافم تا حق را از پهلوى آن بيرون آورم.
ترجمه خطبه 66
(در يكى از روزهاى آغازين جنگ صفین در سال 37 هجرى براى لشكريان خود ايراد فرمود)
آموزش تاكتيكهاى نظامى
اى گروه مسلمانان، لباس زيرين را ترس خدا، و لباس رويين را آرامش و خونسردى قرار دهيد. دندانها را بر هم بفشاريد تا مقاومت شما برابر ضربات شمشير دشمن بيشتر گردد، زره نبرد خود را كامل كنيد، پيش از آن كه شمشير را از غلاف بيرون كشيد چند بار تكان دهيد، با گوشه چشم به دشمن بنگريد و ضربت را از چپ و راست فرود آوريد، و با تيزى شمشير بزنيد، و با گام برداشتن به پيش، شمشير را به دشمن برسانيد، و بدانيد كه در پيش روى خدا و پسر عموى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرار داريد.
ترجمه خطبه 124 (در سال 37 هجرى در جنگ صفین براى تشويق ياران به جهاد فرمود)
1 آموزش نظامى (تاكتيكهاى رزم انفرادى)
زره پوشيدهها را در پيشاپيش لشكر قرار دهيد، و آنها كه كلاه خود ندارند، در پشت سر قرار گيرند، دندانها را در نبرد روى هم بفشاريد، كه تأثير ضربت شمشير را بر سر كمتر مىكند، در برابر نيزههاى دشمن، پيچ و خم به خود دهيد كه نيزهها را مىلغزاند و كمتر به هدف اصابت مىكند، چشمها را فرو خوابانيد، كه بر دليرى شما مىافزايد. و دل را آرام مىكند، صداها را آهسته و خاموش سازيد كه سستى را مىزدايد. پرچم لشكر را بالا داريد و پيرامون آن را خالى مگذاريد و جز به دست دلاوران و مدافعان سر سخت خود نسپاريد، زيرا آنان كه در حوادث سخت ايستادگى مىكنند، از پرچمهاى خود بهتر پاسدارى مىنمايند و آن را در دل لشكر نگاه مىدارند، و از هر سو، از پيش و پس و اطراف، مراقب آن مىباشند، نه از آن عقب مىمانند كه تسليم دشمن كنند و نه از آن پيشى مىگيرند كه تنها رهايش سازند. هر كس بايد برابر حريف خود بايستد و كار او را بسازد و به يارى برادر خود نيز بشتابد، و مبارزه با حريف خود را به برادر مسلمان خود وامگذارد كه او در برابر دو حريف، قرار گيرد، حريف خود، و حريف برادرش.
ترجمه خطبه 24
(از خطبههاى امام كه در شهر كوفه ايراد فرمود).
ضرورت آمادگى براى جهاد
سوگند به جان خودم، در مبارزه با مخالفان حق، و آنان كه در گمراهى و فساد غوطهورند، يك لحظه مدارا و سستى نمىكنم. پس اى بندگان خدا از خدا بترسيد و از خدا، به سوى خدا فرار كنيد، و از راهى كه براى شما گشوده برويد، و وظايف و مقرّراتى كه براى شما تعيين كرده به پا داريد اگر چنين باشيد، على عليه السّلام ضامن پيروزى شما در آينده مىباشد، گرچه هم اكنون به دست نياوريد.