جـهاد اقتصـادي نيازمـند روحيـه و اخـلاق و مديـريت جـهادي اسـت
حجت الاسلام دکتر حسن اکبري در جسله هفتگی انصار حزب الله پیرامون ضرورت ها والزامات جهاد اقتصادی به سخنرانی پرداخت که مشروح این سخنرانی در پی می آید؛
نامگذاري هر سال از طرف مقام معظم رهبري، ابتکار بسيار ارزشمندي است؛ به اين دليل که يکي از کارکردهاي رهبري در نظام اسلامي هدايت است. شيوه و شگردها هم براي تحقق اين هدايت مختلف است.
برکات نامگذاري سالها
وقتي رهبري نامي را براي يکسال تعيين ميکند در واقع يک نوع هدفگذاري ذهني براي همه پيروان و ياران و مجموعههايي که تحت سرپرستي دارد، ميکند و اين باعث ميشود که اولاً به طور طبيعي نوعي وحدت کلمه به طور ساليانه در اين مورد شکل گيرد و به همه توجه ميدهد که بايستي تمرکز روي نقطه خاصي باشد و انگشت اشارهاي ميشود که تمام چشمها و ذهنها و فکرها را به آن نقطه معطوف ميکند و به طور قهري ذهنيتها را به هم نزديک ميکند.
خيلي از جناحها، جريانات، سلايق و گروههاي مختلف چون درگير يک مسئله ميشوند، يک نوع تقارب و نزديکي فکري ميان آنها بهوجود ميآورد و در واقع اين روش به نوعي قبضه کردن افکار عمومي و سوق دادن به جهت خاصي است و تأثير آن نيز کاملاً روشن است؛ چرا که تمام مباحثات، گفتمانها، گفتوگوها را در جهت خاصي سامان ميدهد. از طرفي به دليل اينکه همه نظر، رأي و ديدگاه خود را بيان ميکنند، بهاين وسيله ادبيات خوبي در آن سال فراهم ميشود و تقريباً همه تلاشهاي فکري و ذهني که در کشور وجود دارد در اين جهت به منصه ظهور ميرسد.
واقعاً بعضي از اين عنوانها که براي هر سال برگزيده ميشود در فرهنگ ما گم بود، ولي وقتي که مطرح شد توليدات علمي خوبي در آن زمينه فراهم شد که خيلي هم کارگشا بود.
از طرف ديگر اين نامگذاري اقتضائات زمانه و نيازهاي اساسي روز که بايستي به آن توجه شود را مطرح ميکند و در واقع هر يک از اين عناوين برآيند نيازهايي است که به صورت واقعي و جدي وجود دارد.
خلاصه کلام اينکه اين نامگذاريها خيلي با برکت بوده و آثار زيادي داشته است؛ چرا که حکيمانه، دقيق، بجا و خيلي کاربردي انتخاب شده است.
برخورد تأمل برانگيز ما با نامگذاري سالها
اما به نظر ميرسد که برخورد ما با اين نامها قابل نقد است. شايد ميتوانستيم بهتر از آنچه که عمل کرديم نسبت به اين نامها رفتار اثربخشتري داشته باشيم و اينکه اين نامها در حد يک شعار نماند و با نگاه کاملاً کاربردي، استراتژي لازم تدوين شود و بالاخره مشخص شود وظيفه هر يک از ما نسبت به اين نامگذاريها چيست. آنچه ضروري به نظر ميرسد اينکه بايد تبيين خوبي نسبت به نامگذاري هر سال صورت گيرد و تفسير جامعي شود. چون سوء برداشت هم ممکن است وجود داشته باشد.
اما اينکه چرا امسال به نام سال جهاد اقتصادي نامگذاري شد و چه ضرورتي داشت؟ و چه دلايلي براي اين انتخاب وجود داشته است؟ شايد خيلي از ما به ذهنمان ميرسيد که بايستي امسال با توجه به اوضاع و احوالي که در منطقه ميگذرد سال بيداري، مقاومت و تعابيري از اين دست ميبود.
محورهاي نامگذاري امسال
به نظر من چند محور، ضرورت اين نامگذاري بوده است. ضرورت اول حمايت از دولت است. چرا که امسال دولت طرحهاي اقتصادي مهمي را در دستور کار دارد، از جمله ايجاد اشتغال براي ۵/۲ ميليون نفر که بحثهاي جدي در اين زمينه آغاز شده است که اگر انشاءالله عملياتي شود نرخ بيکاري به چيزي زير ۵ درصد ميرسد و اين اتفاق بسيار مبارکي است.
از طرف ديگر دولت شعار عمران روستايي ميدهد؛ چرا که مهاجرت از روستاها به شهرهاي بزرگ زياد است. دولت به دنبال محروميتزدايي است و خيلي هم به صورت جدي دنبال ميکند. چند تا بسته مهم اقتصادي پيشرو دارد؛ يکي اينکه در پي متحول ساختن نظام بانکداري و در خط تغيير اساسي در نظام بانکداري است. از طرف ديگر بحث بيمه و نظام مالياتي مطرح است تا آنها را پويا کند؛ چرا که اگر ما بتوانيم پديده مالياتها و تأمين اجتماعي را ساماندهي بکنيم اثراتش به مراتب از هدفمند کردن يارانهها بيشتر است. يعني اگر بتوانيم حداقلهايي را در جامعه ايجاد کنيم که به طور اساسي مسايل معيشتي مردم حل شود، اين خيلي مهم است.
بالاخره دولت برنامههاي مختلفي را از اين قبيل در دستور کار دارد که شايد در هيچ مقطعي از تاريخ انقلاب اسلامي اين حجم از کار براي يک سال پيشبيني نشده بود.
ثانياً دأب حضرت آقا هم حمايت از دولتهاست و در واقع بهانهها را هم بايستي گرفت تا هيچ مانعي براي تحقق اين مسايل - که از اول انقلاب تا به حال دنبال بوديم - نباشد. انصافاً کارهايي هم کردهايم، ولي هنوز آنگونه که ميخواستيم در اين عرصههاي اقتصادي آن اتفاق بايسته، نيفتاده است. لذا حمايت از دولت يکي از محورهاي اصلي مورد تاکيد مقام معظم رهبري بوده است.
دليل ديگر اينکه الان دولت سال سوم خودش را ميگذراند و گل کار دولت هم امسال است. دولت هم فقط خودش نيست، امروزه دولت نماينده اصولگراهاست. يعني جريان اصولگرايي در حال طي کردن آزمون است و به نظر من بعد از اين دوره، جامعه به يک ارزيابي و قضاوت نسبت به مجموعه عملکرد اصولگراها خواهد رسيد.
بالاخره اصولگرا بودن اکثريت مجلس هفتم و هشتم و فضاي دولت در مجموع و تأثير جريان اصولگرا بر افکار عمومي جامعه و بالاخره متدينين با شعارهاي ارزشي، انقلابي و... همه اينها در واقع علت و ضرورت اين حمايت آقا از دولت را در برنامه اقتصادياش بيشتر نشان ميدهد.
از سوي ديگر ما الان به طور ميداني اطلاعات دقيقي داريم که تمرکز دشمنان بر آسيبرساندن اقتصادي به جامعه ماست و به طور جدي تحريمها روي نقطه ضعفهاي ماست. ما هم وظيفه داريم دقيقاً وقتي دشمن در جبههاي وارد شده، نقطه مقابلش عمل کنيم و ضرورت دارد که بخش آسيبپذير را ترميم کنيم و لازمه آن هم چيزي جز جهاد اقتصادي نيست.
اما ضرورت سومي که آقا دنبال ميکنند؛ ايشان دهه چهارم انقلاب را دهه پيشرفت و عدالت ناميدند و نظر شريف ايشان اين است که ما بايستي در اين دهه که انقلاب به سن ۴۰ سالگي و بلوغ ميرسد، پيشرفت و عدالت را مقرون با هم محقق کرده باشيم و اين مهم در سال سوم از دهه چهارم مسالهاي جدي است؛ چرا که ظهور و بروز و تبلور جهاد اقتصادي عمدتاً در بخش اقتصادي است. يعني اگر ما در اقتصاد تحول ايجاد نکنيم پيشرفت معنا ندارد. بنابراين آن خط کلي که آقا در اين دهه دنبال ميکنند و يکي از انگيزههاي احتمالي براي تعيين نام امسال، تناسب با اين عنوان و اين دهه است. کما اينکه ما در اين دوره اگر بخواهيم الهامبخش ملل ديگر باشيم، الهامبخشي ما وقتي است که در عرصه اقتصاد هم توفيقات خوبي داشته باشيم.
ضرورت کارآمدي اقتصادي
اگر دقت کرده باشيم معجزات پيامبران الهي در هر دورهاي با هم تفاوت داشته است؛ براي اينکه سطح فهم و درک و سطح تحليل و برداشت مردم فرق ميکند و در هر دورهاي يک چيزي براي مردم مطلوبيت و جاذبه دارد. واقعاً در دنياي کنوني، اسلام اگر بخواهد يک اعجازي کند و دستي رو کند که همه را معترف و خاضع کند - از آنجايي که ما ادعاي مردمسالاري ديني کردهايم - بايد در جنبه اقتصاد هم کارآمد باشيم. يعني کارآمدي اگر در بقيه بخشها باشد و در اين جنبه نباشد نميتوانيم الهامبخش باشيم.
از طرف ديگر آيا ميتوانيم برتريها و توفيقات خود را در عرصه سياسي يا دفاعي و امنيتي بدون پشتوانه جدي اقتصادي حفظ کنيم؟ شما اگر دقت کرده باشيد در کشور مصر حرف دل بعضيها که بالاخره در مقابل ما شکستند اين بود که گفتند ما يک کشور، ايران هم يک کشور با سرمايهها و وضعيت مشابه، آنها روبهروي آمريکاييها روي پاي خودشان ايستادند ولي ما به آمريکاييها اتکا کرديم. آنها الان بعد از ۳۲ سال هم مستقل هستند و هم دارند فضا را به نفع خود تسخير ميکنند.
آنچه که غيرت اينها را به جوش آورده است اين بود که به نوعي تحقير شدند. ميخواهم بگويم حتي اگر ما توفيقاتمان را در عرصههاي ديگر هم طالب باشيم، بايستي از عرصه اقتصادي غافل نشويم و در اين عرصه واقعاً کارآمدي خودمان را نشان بدهيم؛ چرا که نظام مردمسالاري ديني بايستي در عرصه اقتصاد موفق باشد.
از طرفي ديگر دير يا زود تحولات منطقه به سمتي که ما ميخواهيم اتفاق ميافتد و بالاخره ناف اين کشورها از غرب و آمريکا بريده ميشود؛ چرا که تجربه عراق و افغانستان را داريم. و اگر ما پيشبينيهاي لازم را براي تحولات آينده نکنيم ممکن است اين ملتها به جاهاي ديگر بدتر از حالا وابستگي پيدا کنند. به نظرم پيشبيني براي مسئوليتهايي که در آينده ناشي از تحولات منطقه متوجه ما ميشود را هم نبايد از ذهن دور کنيم.
لزوم بسترسازي براي کارهاي فرهنگي
پس بايد بلافاصله از بستر اقتصادي و فعاليتهاي اقتصادي به وجود آمده استفاده لازم را بکنيم و بعد در آن بستر به کارهاي فرهنگي و غيره بپردازيم؛ چيزي که به تجربه هم رسيده است.
از ديگر ضرورتها، بهرهگيري از کارهاي گذشته است. اگر واقعبينانه نگاه کنيم ما بعد از انقلاب تا حالا در حال تلاش بودهايم و زيرساختهاي خوبي فراهم شده است. انصافاً اگر سفري به شهرها و اقصي نقاط کشور داشته باشيد، ميبينيد که شهرها بسيار متحول شده است و بخصوص در چند سال اخير اين تحول شتاب فراواني گرفته است. لذا به معني واقعي سرمايهگذاريهاي خوبي شده است و ما بايد از اين سرمايهگذاريها به نحو احسن استفاده کنيم.
لذا طرح يک شعار و تمرکز بر بهرهگيري از اين سرمايهها در يک سال خاص به نظرم کار بسيار مهمي است. اولاً از جنبه تبليغي کار خوبي است؛ چرا که ما الان در انتقال خدمات و کارهايي که نظام جمهوري اسلامي براي مردم کرده است واقعاً ضعف داريم يعني حتي اين دولت هم نميتواند خدمات و تحولاتي را که انجام ميگيرد، درست منعکس کند. پس از اين زاويه هم بايستي موضوع را ديد.
وقتي انسان به اين مباحث ميپردازد متوجه شود که چقدر اين انتخاب هوشمندانه و دقيق بوده است؛ چرا که به معناي واقعي بحث جهاد اقتصادي، نياز همين مقطع بوده است و به نظرم اگر بيشتر هم روي آن تأمل کنيم ممکن است ابعاد ديگر آن هم باز شود.
البته درباره مفهوم جهاد بايد گفت يعني چيزي غير از روال عادي و لذا بايد بر تلاشهاي اقتصادي بيشتر متمرکز شد تا جهش در اين عرصه صورت پذيرد و به معناي ديگر روحيه مبارزه در اين خصوص به وجود آيد.
از طرف ديگر همانطور که ميدانيم عرصه اقتصادي حتي نزد برخي از ما متدينين به نوعي مفاهيم نجس و آلودهاي است و با آن صبغه الهي و معنوي و انساني قدري فاصله دارد و اين بيشتر به خاطر استواري آن بر پايهها و مباني فکري غربي در کشور ما است و لذا خود انتخاب واژه جهاد که يک واژه قرآني است، در واقع نوعي تنزيه و تطهير و تصحيح انگيزههاست و در واقع مفهوم صحيحتر و درستي از عرصه اقتصاد القا ميکند. به نظر من اگر نيتها پاک شود و کار اقتصادي براي اعلاي کلمه توحيد و اقتدار و عزت نظام اسلامي باشد، خود عبادت است.
نکته ديگري که خيلي مهم است اينکه به نظرم ما چند سالي است از ظرفيت عظيم جهادي که در کشورمان وجود دارد غافليم. همانطور که در دوران جنگ به واقع از اين ظرفيت استفاده کرديم و در بعد از جنگ هم هر وقت از اين ظرفيت استفاده کرديم موفق بودهايم. در واقع قضيه هدفمند کردن يارانهها يکي از درسهاي مهمش اين بود که اين مردم با ما همراه هستند و ظرفيت عجيبي در مردم ما وجود دارد، لذا بايد اعتماد کرد. و بايد اين ظرفيت را به صحنه بياوريم. خيليها هستند که حاضرند کار اقتصادي کنند. به نظرم مقام معظم رهبري در اين مفهوم جهاد اقتصادي به ميدان آوردن و به صحنه کشاندن اين ظرفيت موجود که ما اتفاقاً در هر جايي استفاده کرديم به خوبي موفق شديم را هم دنبال ميکردند.
البته نبايد از اين نکته غافل شويم که وقتي حرکت از ماست و روحيه هم جهادي است، بقيه آن با پروردگار عالم است و برکت را خدا ميدهد.
لوازم کار اقتصادي مطلوب
حالا سوالي که در اين زمينه مطرح است اين که آيا براي يک جهش اقتصادي که منظور نظر آقاست، زمينه لازم وجود دارد يا خير؟ اگر بخواهيم يک کار اقتصادي وسيع صورت پذيرد، لازمه آن چند چيز است: ۱- منابع ۲- مديريت ۳- نيروي انساني و کنندهکار ۴- دانش لازم ۵- عدم ابهام در اسناد و قوانين ۶-وجود زير ساختها و زيربناهاي لازم ۷- شرايط مساعد منطقهاي و جهاني.
به نظر من همه اينها وجود دارد. اولاً خود همين طرح هدفمند کردن يارانهها مقدار قابل توجهي از منابع را به دولت برميگرداند. بنابراين دست دولت باز است. از طرف ديگر قيمت نفت روال مطمئن و روبه رشدي دارد و از اين باب دغدغه آنچناني نداريم. صندوق توسعه ملي وجود دارد و از طرف ديگر سرمايهگذاريها امسال در مجموع بيشتر هم ميشود و شاخصها هم اين را نشان ميدهد. مجموعه اينها به اين معني است که ما به لحاظ منابع مشکل چنداني نداريم.
به لحاظ مديريتي هم مديران موجود در دولت اولاً انگيزه لازم و از همه مهمتر جسارت اين کار را دارند؛ چرا که در گذشته نشان دادهاند که ميتوانند و کلاً عزم جدي در اين امر وجود دارد؛ چرا که ۷ بسته عمده و جدّي اقتصادي مطرح است و همينطور از آنجايي که امسال هفتمين سال دولت نهم و دهم است به لحاظ تجربه هم مشکلي وجود ندارد. بنابراين به نظر ميرسد با توجه به تجربهاي که مديران دولتي دارند حمايت مديريتي کلان مقام معظم رهبري را هم دارند، پس به لحاظ عامل مديريت هم مشکل چنداني نداريم.
به لحاظ نيروي انساني مشخص هم فارغ التحصيلان سالهاي گذشته و مجموعههاي دانشگاهي ما وجود دارند. به لحاظ علم و دانش هم وضعيت علمي ما به گونهاي است که تقريباً برجستهترين و پيشتازترين بخش را داريم و به تعبير مقام معظم رهبري از ميانگين جهاني ۱۱ برابر شتاب علمي ما بيشتر است. از جنبه زيرساختها و ظرفيتها هم در مواردي همچون حمل و نقل و مخابرات و غيره وضعيت خوبي داريم.
به لحاظ اسناد و سياستها هم سند چشمانداز و سياستهاي اصل ۴۴ و برنامه پنجم توسعه، مسير ما را به خوبي روشن کرده است؛ يعني به لحاظ اسناد بالادستي ما الان مشکلي نداريم و اين خود بستري است که هر کدام از اينها اگر نبود مصيبتهايي داشتيم.
بالاخره در مورد عامل هفتم و شرايط منطقهاي اگر شما بر اقتصاد منطقه و بينالمللي مروري داشته باشيد خيلي زود به اين نتيجه ميتوانيد برسيد که در شرايط فعلي آنها اينقدر دچار مسايل و مشکلات خودشان هستند که خيلي نميتوانند براي ما مانع جدي در اقتصاد ايجاد کنند و اين در حالي است که قبلاً موانع زيادي ايجاد ميکردند. لذا به نظر من زمينههاي طرح اين شعار و تحقق عيني آن وجود دارد.