بسمه تعالی

 

ادبیات چشم انداز

 

(اگر شما بتوانید تصور کنید ، پس شما میتوانید انجام دهید. والت دیسنی)

 

1-  طرح موضوع  (مقدمه)

     چشم انداز ها مستقل از دامنه و گستره ای که در ابعاد مختلف زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر نظام یا سازمانی به خود  میگیرند، همواره بسیار فراتر از دیدگاههای کوتاه مدت ،میان مدت و حتی بلند مدت متعارف، افق های نوین و متفاوتی را پیش روی برنامه ریزان بخصوص مدیران و رهبرانی که قصد ایجاد تحول و شتاب بخشیدن به حرکت سازمان و تمرکز تمام توان و ظرفیتهای موجود بر تصویری که از آینده دارند،  می گشایند و تهدیدها و فرصتهای حتی فراتر از یک دوره کوتاه را برای گریز از گزینش های نادرست و تمرکز همه جانبه امکانات و استعدادهای یک سازمان  بر تحقق خواسته های خود امکان پذیر مینماید.

ارزش اصلی چشم انداز ها ، امکان پذیر نمودن آرمانها و پیوند دادن آن با مقدورات و شرائط کنونی و ساماندهی حرکت سازمان در مسیر تحقق آنها میباشد.

اغلب، تدوین چشم انداز ها با پیش فرض تحولات ساختاری و شکل گیری شرائطی کاملاٌ متفاوت از وضع موجود در یک دوره زمانی مشخص همراه بوده و به اندازه کافی امید بخش و برانگیزاننده میباشد.

دستگاهها ، سازمانها و مجموعه های دولتی عمومی و خصوصی در هر دوره ای شاهد تحولات و دگرگونیهای مختلفی هستند که منشاء  بسیاری از این تغییرات ممکن است درونی و یا بیرونی باشد شناخت این تحولات در کنار شناخت کامل از وضعیتی که مطلوب و مورد نیاز و منطبق بر آرمانها باشد، جز با درک صحیح و رویکرد علمی و تحلیلی مقدور نمی باشد. لذا داشتن نگاهی راهبردی و بلند مدت جهت ترسیم تصویر کلی مطلوب که بتواند وفاق در آحاد سازمان ایجاد کند و همه را به  عمل در پرتو هدایت آن راهنمائی کند ، یک الزام برای مدیریت کلان است و این سخن مقام معظم رهبری که سیاست ها و برنامه ها باید بر چشم اندازی متوجه باشد و این چشم انداز نگاه و توقع ما را  از کشور در ده سال آینده مشخص خواهد کرد  نه تنها ناظر بر اهمیت و جایگاه این شیوه در تدوین برنامه ها و سیاستهای کلی  نظام بلکه گواه بر ضرورت اتخاذ این روش در همه دستگاهها و نهادهای عمومی و ملی میباشد.

مدیریت بر مبنای چشم انداز از آخرین دست آوردهای علم مدیریت در دهه  های اخیر است که در مدیریت و راهبری کلان کشور نیز با تهیه و تصویب و ابلاغ سند چشم انداز ملی ج.ا.ا در عمل بکار گرفته شده است و ضرورت دارد همه مجموعه های کشوری با محور قرار دادن آن به تدوین چشم انداز خود و تعیین سهم و نقش خویش در تحقق آن بکوشند.

در این مقال به مروری کوتاه بر ادبیات چشم انداز از منظر علم مدیریت استراتژیک بعنوان مدخلی بر تدوین چشم انداز فرهنگی شهرداری تهران می پردازیم وسپس به واژه شناسی و ارائه تعریف اصطلاحی چشم انداز و همچنین بیان رویکردهای مختلف در تنظیم یک سند چشم انداز خواهیم پرداخت و سرانجام گامهای اساسی و فرآیند طراحی و تدوین سند چشم انداز فرهنگی شهرداری تهران را در افق 5 ساله بیان میکنیم.

مستندات این ادبیات با اصلاح و تلخیص عبارت است از:

o       کتاب نگرشی جامع بر مدیریت استراتژیک تالیف دکتر علیرضا علی احمدی.

o   پیش نویس چشم انداز آینده صنعت نفت ج.ا.ا اثر معاونت برنامه ریزی وزارت نفت چاپ تیر84 .

o       کتاب رهبری استراتژیک چشم انداز تالیف آقای محمد ازگلی.

o  کتاب استراتژی اثر بخش اثر آقایان دکتر وفا غفاریان و دکتر غلامرضا کیانی

o  و برخی از جزوات و مستندات چشم انداز ج.ا.ا در مجمع تشخیص مصلحت نظام.

 

 

 

 

 

 

  2-   زمینه های شکل گیری چشم انداز بعنوان جزء مهم مدلهای برنامه ریزی استراتژیک

   مطالعات و تحقیقات دهه های اخیر در مدیریت که بدنبال اثر بخش نمودن آن بوده اند، منجر به شکل گیری مکاتب و رویکردهای مختلف مدیریتی گردیده و در همه این مکاتب نقطه توجه به رهبری و به ویژه رهبری عالی سازمانی و کشف ابعاد آن و نقش منحصر به فرد آن در موفقیت یک سازمان و تحقق اهداف آن بوده است.

توجه به سطح رهبری سرپرستی و مدیریت میانی سازمان و غفلت از رهبری عالی سازمانی در این مطالعات موجب اضمحلال شدید سازمانهای بزرگ متعددی در سطح امریکا و اروپا در دهه هشتاد بوده است.(ساشکین  1988 ص123 ) و افول استانداردهای زندگی ، افزایش بدهی ها ناتوانی ، در دفاع از روش های زندگی دهه های گذشته و همچنین ناتوانی خانواده ها ،کلیساها و انجمن ها در تامین احساس هدف و معنی در زندگی افراد (نی نوس 1995 ص17) باعث طرح نظریه رهبری بصیر (ساشکین 1998 ، هاوس وشامیر 1993) و طرح بصیرت رهبری بعنوان ابعادی از رهبری تحول آفرین یا رهبری پر جاذبه (یوکل 1994) گردیده است و مشخص شده که رهبری یعنی اثر بخش بودن و اثر بخشی به معنی بصیر و دارای چشم انداز بودن است. این برداشت از رهبری  رهبری بصیر یا رهبری چشم انداز نام گرفته است. (ساشکین 1998ص 123)

همچنین در نگرش مدیریت، برنامه ریزی بعنوان اساسی ترین وظیفه مدیریت نقطه شروع تمامی حرکتهاست و اهمیت آن از گذشته های دور بر همگان آشکار بوده است.

بدنبال تحول جامعه بشری از صورت ساده به پیچیده ، حرکت شتابدار و تحولات عظیمی که در عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ،سیاسی، تکنولوژیکی بویژه در دهه های اخیر، موضوعات جدیدی را پدیدار نموده است و هر روز نگرشهای جدیدتری را مطرح ساخته است.

امروزه  برنامه ریزی در مدیریت همگام با تحولات جوامع بشری و در پاسخگوئی به نیازهای مختلف زمانی در قالب شیوه ها ، نگرش ها و رویکردهای مختلفی مطرح گردیده و جنبه های تکاملی و شیوه های تلفیقی و ترکیبی را قابل بهره جوئی نموده است.

فرهنگ و ادبیات برنامه ریزی و مدیریت آکنده از مدل های مختلف فراگرد مدیریت استراتژیک است که هر کدام به روش های متفاوتی به تدوین و راهبری فعالیت های این فرآیند می پردازد.

رویکردهای فرآیندی به نظام برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک که مشخصه غالب  مکاتب تحت پوشش پارادیم تجویزی است، هر کدام به نوعی مراحل و اقدامات اجرائی فرآیند را بر اساس توالی منطقی که در هر مدل فرآیندی (مفهومی ) تعریف شده، به مورد اجرا میگذارند.

در این راستا هر یک از مدلهای مفهومی طی مراحل اجرائی خود قدمهائی را طی کرده و پیرامون هر یک از موضوعات مطروحه به ارزیابی و تحلیل می پردازند و اجزاء خود را پیاده سازی مینمایند.

گرچه تفاوت مدلها، تفاوت در اجزا و یا تقدیم و تاخیر هر یک از آنها را به همراه دارد و لیکن برخی از این اجزا مدلهای برنامه ریزی استراتژیک دارای اهمیت و کاربرد بیشتری هستند.

اجزاء عمده این مدلها عبارت اند از رسالت ،ماموریت، اهداف بنیادین، چشم انداز، ارزشها، تحلیل محیط داخلی و خارجی ذینفعان رقبا مشتریان و ....

یکی از این اجزاء که امروزه اهمیت ویژه ای یافته است چشم انداز ، دورنما، منظر ،آرمان یا آینده متصور و آینده مطلوب است. که در این بخش به شرح مختصری از ادبیات مربوط به آن  در مدیریت استراتژیک می پردازیم.

 

2/1-   تحولات اصلی درمدیریت وچشم انداز

    جمله معروف پیتر دراکر که گفت: فردا همواره فرا خواهد رسید و همیشه با روزهای دیگر متفاوت خواهد بود فردا حتی بزرگترین بنگاه ها نیز در معرض خطر و ریسک هستند اگر در مورد آینده شان نیاندیشند.  استقبال از هزاره سوم و تغییرات و تحولات عظیم و شگرف پیش روی بشر و بهبودی در تمام ابعاد زندگی وی که در تمامی ساختار های اجتماعی و خانوادگی و اقتصادی او ظاهر خواهد شد میباشد.

از آنجا که نوآوری در شرایط جدید اولین و مهمترین کارکرد مدیریت است مفاهیمی چون    اطلاعات ،آینده نگری و آینده پژوهشی برای مواجهه یا تغییرات فراگیر محیطی و چالش های جدید امروزه در پیش روی مدیران قرار گرفته است.

از مجموعه مباحث مربوط به آینده و با توجه به تغییرات فراگیر  محیطی  چند تحول اصلی در مدیریت قابل احصا بود که هر مدیر دور اندیش و تصمیم ساز دانائی را به اندیشه وامیدارد.

1. مدیریت فردا، بدلیل تعاملات فزاینده بین بخشها و شکل گیری فرصتها و فشارها و محدودیتهای جدید و نقش آن در تصمیم گیری ها

2. انفجار اطلاعات  بدلیل گسترش روز افزون دانش و تاثیر آن در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی

3. پیچیدگی فزاینده نظام رفتاری بخشهای مختلف بدلیل افزایش صاحبان علم و دانش و تنوع در اهداف ارزشها و هنجارهای فرهنگی

4. گسستگی فزاینده چالشهای محیطی به دلیل تحولات سریع در عرضه ها ،تقاضاها، تکنولوژی ،پاردایم ها

       موارد فوق ضرورت فهم و بکارگیری مفاهیمی چون مدیریت استراتژیک را بیشتر مینماید.

بمنظور پیشگیری از سردرگمی اعضاء و گم شدن اهداف و منافع عالی باید مسیر و هدف تحول تعیین گردد زیرا افراد یا مخالف هر گونه تحول هستند یا اینکه آن را به درستی تشخیص نمی دهند و یا در مورد ضرورت وقوع تحول تردید دارند.

از این رو ترسیم یک چشم انداز اثر بخش و تدوین استراتژی های پشتیبان زمینه پاسخگوئی به چنین مسائلی را فراهم میکند.

هنگامیکه جهت، مشخص است ناتوانی در تصمیم گیری از بین می رود و بحث و جدلهای بیهوده و  بی پایان در مورد مسائلی از این قبیل منتفی میشود و با طرح سوال آیا کار در مسیر چشم انداز قرار دارد؟  از صرف ساعتها ،روزها و ماهها وقت و بحث های خسته کننده و نومیدی آفرین نجات می یابیم در صورت فقدان چشم انداز و دیدگاه ،افراد همیشه با این خطر مواجهند که برای انجام دادن کارها بیش از  زمان لازم وقت صرف کنند و در عین حال کم تلاش ظاهر شوند و این امر باعث میشود که فرصت انجام کار کاملاٌ به پایان رسد بی آنکه نتیجه ای مطلوب حاصل شده باشد.

یک چشم انداز خوب سه هدف مهم را در بر دارد نخست اینکه با روشن کردن جهت کلی تحول ، بیان صدها یا  هزاران تصمیم مفصل را ساده تر میکند دوم اینکه به افراد انگیزه اقدام و کار میدهد حتی اگر گامهای نخستین دردناک باشد سوم اینکه می تواند اقدامات افراد گوناگون را حتی اگر هزاران هزار نفر هم باشند به شیوه ای کاملاٌ سریع و کار آمد هماهنگ کند.

در چهار چوب تفکر استراتژیک، چشم انداز آنچه یک سازمان یا نهاد دولتی یا عمومی یا خصوصی باید باشد و انجام دهد و نیازهائی که باید برطرف شود و توانمندیهائی  که باید برای رسیدن به اهداف ایجاد شود را مشخص می کند و آنچه که برای موفقیت بلند مدت لازم است را تعیین و مشخص مینماید اینکه چه چیزی لازم است چه چیزی لازم نیست چگونه میتوان به اهداف دست یافت و تجهیزات مورد نیاز چه میباشد را معین می کند.

 به لحاظ نظری سند چشم انداز در حقیقت بر اساس چهار سئوال اصلی شکل میگیرد این سئولات عبارت اند از:

1. کجا هستیم ؟

2. در آینده می خواهیم کجا باشیم؟

3. چگونه می خواهیم برویم؟(با چه امکانات و از چه راهی به آنجا دسترسی پیدا میکنیم)

4. در چه مدت زمانی به نقطه یا مطلوب مورد نظر می خواهیم برسیم؟

 

2/2-  سیر تحول و تکوین نظام های مدیریتی

    یکی از پیشتازان و دانشمندان علم مدیریت بین سیر تکوین نظام های مدیریتی و تلاطم محیط و میزان و پیچیدگی آن رابطه مستقیم برقرار مینماید. در این سیر تکاملی میزان آگاهی از وقایع ، قابلیت و میزان پیش بینی وقایع ، تغییرات محیطی از حیث پیوستگی و قابل تکرار بودن و یا گسستگی و جهش بودن آن ، مبین نظام مدیریتی است. از نظر آنسف این روابط در طول قرن بیستم چهار الگوی مدیریتی دیکته نموده است که عبارت اند از:

الف: مدیریت از طریق نظارت بر عملکرد (بعد از وقوع حادثه) که متعلق به دوران تغییرات تدریجی و بطئی محیطی است و بعضاٌ بعنوان سیستم مدیریت کنترل نیز معروف است.

ب: مدیریت از طریق روند پذیری که علی رغم شتاب گرفتن تغییرات ، آینده را با تسری تجربه گذشته قابل پیش بینی مینماید و قابلیت برنامه ریزی را خواهد داشت ، این وضعیت قابلیت برنامه ریزی را ایجاد و سیستم های مدیریت بر مبنای برنامه ریزی بلند مدت را امکان پذیر نمود از نظر تاریخی این سبک مدیریتی در دهه های 50 تا 70 میلادی کاربردهای فراوانی یافت.

ج: مدیریت از طریق پیش بینی که علی رغم مشاهده گسستگی شتاب تغییرات کم بوده و پیش بینی و پاسخگوئی بموقع را همچنان امکان پذیر میساخت ، در این حالت امکان برنامه ریزی استراتژیک وجود داشت. از نظر تاریخی نیز حدود دو دهه ، یعنی دهه های 70 و 80 پاسخگوی نیازهای مدیریتی موسسات بود.

د: مدیریت از طریق مواجهه انعطاف پذیر ، ولی سریع که در مسیر شکل گیری است و آن هم در شرایطی که چالش های مهم و بسیار سریع ظهور میکند و مجال پاسخگوئی بموقع را نمی دهد. در این شرایط است که پی گیری استراتژیها و چشم اندازسازمان، صنعت یا موسسه دچار مشکل می شود و فصل جدیدی در مدیریت تحت عنوان مدیریت استراتژیک و یا مدیریت مسائل استراتژیک مفتوح میشود. این سیر تطور و تکاملی در جدول ذیل بطور خلاصه آمده است.

نوع تغییرات

قابلیت پیش بینی تغییرات در آینده

1900

1930

1950

1970

1990

2000 به بعد

آشنا       قابل تسری به آینده        گسستگیهای آشنا       گسستگیهای بر سابقه        گسستگیهای غیر قابل پیش بینی

تغییر نظامهای مدیریتی در طی زمان و بر حسب شرایط محیطی

تکراری

سیستم نظارتی و کنترلی                               مدیریت از طریق نظارت و کنترل

قابل پیش بینی بر اساس تجربه گذشته

سیستم برنامه ریزی بودجه ای                                     مدیریت بر مبنای هدف

سیستم برنامه ریزی بلند مدت                                مدیریت از طریق روند پذیری

تهدیدات و فرصت های قابل پیش بینی

سیستم برنامه ریزی استراتژیک فصلی             مدیریت از طریق پیش بینی تغییرات

فرصت های تقریباٌ قابل پیش بینی غافلگیریهای غیر قابل پیش بینی

سیستم برنامه ریزی اقتضائی و استراتژیک            مدیریت استراتژیک و مدیریت غافلگیری (بحران) استراتژیک

5. همانگونه که در جدول فوق نیز ملاحظه میشود مدیریت استراتژیک و مدیریت غافلگیری استراتژیک مبتنی بر برنامه ریزی استراتژیک ، بعنوان آخرین دستاوردهای دانش مدیریت ، در سالهای پایانی قرن بیستم ، برای پاسخگوئی به تحولات جدید و بعضاٌ غیر منتظره و چشم اندازهای آینده ساز ، ابداع شده است. (پیش نویس چشم انداز آینده صنعت نفت،ص 22)

 

 

3/2-  مکاتب و پارادیم های شکل گیری برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک

            در حوزه مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک ، تفکرات ، طرحها ، الگوها و فرضیات در قالب پارادیم های فکری شکل میگیرد و هر یک از پارادیم های فکری خود زیر مجموعه های از مکاتب مدیریت استراتژیک یادربردارنده چند مکتب. میباشند.

به این دلیل برای تبیین چشم انداز به عنوان بخشی از فرآیند مدیریت استراتژیک  لازم است پارادیم مکاتب فکری مدیریت استراتژیک شناخته شود ، زیرا بر اساس این پارادیم های فکری است که ایجاد ساختاری برای پیش فرض ها ، باور ها و برداشتهای مشترک، میسر است. در واقع با تعریف این پارادیمها است که آدمی قدرت تجزیه و تحلیل و نظم دهی به اجزا را میابد.

با توجه به آنکه پارادیم ها همچون نقشه و رویه ها و قواعدی برای حل مسائل انسانی عمل میکند و مجموعه ای از تفکرات ، تصورات و ارزشهای شکل دهنده بینش آدمی را شامل میشود ، مناسب است پارادیم های فکری مختلف که زیر بنا و خاستگاه شکل گیری تفکر استراتژیک و مدیریت استراتژیک است نیز تبیین شود. از آنجا که از یک سو مبنا و دورنمای اصلی استراتژیها و برنامه ریزی استراتژیک با تعریف چشم انداز یا تصویری مطلوب از ماموریت بخش یادستگاه یا موضوع یاسازمان در آینده با اتکا بر فرصتها شکل میگیرد و از سوی دیگر نوع نگاه به آینده متفاوت است ، ابتدا لازم است که تفاوت میان دیدگاهها نسبت به آینده را بشناسیم.

 رویکرد های مختلف ، بر مبنای پارادیم های جاری و موجود یا پارادیم های آینده در چهار دسته زیر خلاصه میشود و راهنمای شیوه و مدل چشم انداز خواهد بود.

1. رویکرد آگاهانه مبتنی بر پادیم جاری

2. رویکردهای خلاقانه مبتنی بر پارادیم های موجود و جست و جوی راه حلهای بدیع

3. رویکردهای آینده نگر مبتنی بر شناخت پارادایم آینده

4. رویکرد آینده ساز مبنی بر قاعده شکنی و خلق پارادیم جدید

در حالیکه رویکرد حرکت بر مبنای پارادیمهای موجود ، شیوه بسیاری از مدیران محافظه کار و سنتی ، حتی تا اواسط دهه 1990 میلادی بود و استفاده از رویکرد خلاقانه در بین مدیران جوان و زیرک بنگاه های بزرگ کشور های صنعتی از اواسط دهه 19820 رواج پیدا کرد ، دو رویکرد آینده نگری و آینده سازی از رویکرد هائی هستند که در دهه آخر قرن بیستم به عنوان مولود علمی آینده پژوهی زمینه ظهور و بسط یافتند. این دو رویکرد از میان متون نظامی سر بر آورده، در روشهای کمی پیش بینی کاربردهائی پیدا کرده وسپس راه به مسائل اجتماعی یافته وسپس از طریق محافل آکادمیک به عرصه سیاست نیز کشانده شدند.

 

خلق پارادایم

درک پارادیم

 

استراتژی های آینده ساز

استراتؤی های آینده نگر

پارادایم آتی

استراتژی های خلاقانه

استراتژی های آگاهانه

پارادایم جاری

خلق استراتژی

درک استراتژی

 

دسته بندی استراتژی ها بر اساس خاستگاه استراتژی

 

 

 

 

رویکرد استراتژیک

خاستگاه فرصت

ماهیت کار

مزیت رقابتی

قاعده روی

آگاهانه

خلاقانه

آینده نگر

پارادایم جاری

پارادایم جاری

پارادایم آینده

درک استراتژی

خلق استراتژی

درک پارادایم

برتری با استراتژی

برتری با دیدگاه

برتری با پارادایم

قاعده شکنی

آینده ساز

پارادایم آینده

خلق پارادایم

برتری با پارادایم انحصاری

دسته بندی رویکردهای استراتژیک بر اساس الگوی فرصت

 

 

 

 

 

 

در اینجا مروری اجمالی از مباحث آینده نگری و آینده پژوهی از آن جهت برای مدیران و برنامه ریزان استراتژیک دستگاهها وسازمانهای فرهنگی  لازم است ، که صرف شناخت و ارزیابی موقیعت موجود و بدون درک از آینده و تحولات آن ، تبیین چشم اندازی اثر بخش را ناممکن میسازد دلیل این امر آن است که خلق آینده و حرکت مرحله ای به عقب (از تصویر مطلوب تا زمان حال)  و سپس باز طراحی حرکت از وضع موجود به سمت آینده رویکردی خلاقانه در طراحی و تنظیم سند چشم انداز است.

 

4/2-  تبیین پارادیم آینده نگری

     از آنجا که آینده نگری و آینده سازی دارای مبانی علمی در حوزه آینده پژوهی  است لازمه اشراف به این پارادیم آگاهی اجمالی از آینده پژوهی است برای واژه   آینده پژوهی برخی از مترجمان از معادل آینده پژوهی، شناخت آینده یا مطالعات آینده نیز استفاده کرده اند.درتعریف این واژه می توان گفت:

آینده پژوهی شناخت آینده یامطالعه  آینده های ممکن و مطلوب یک جامعه است.

فرآیندی است که به پیش بینی چندین رویداد محتمل در آینده می پردازد در این تعریف پیش بینی احتمال نسبی وقوع یک یا چند رویداد است.

تعریف دقیقتر عبارت است از (( آینده پزوهی فرآیند مطالعه و بررسی آینده محتمل از طریق روشهای علمی متعارف و غیر متعارف است.))

منظور از روشهای غیر متعارف روشهائی است که در آن آینده نگر مطالعه و بررسی آینده را بر اساس یافته ها و تجارب شخصی خود انجام میدهد.

در یک فرآیند آینده پژوهی مراحل مهمی طی می شوند که عبارت اند از شناخت تغییر ، نقد و تحلیل آن ، ترسیم آینده های مختلف و محتمل ، ترسیم آینده مطلوب و در نهایت برنامه ریزی و تعیین راهبردهای نیل به آن.

در بسیاری از نوشتارها و و گفتارهائی که پیرامون آینده نگری در دسترس است ، تعریف خاص و مشخصی از این واژه داده نشده است بلکه عمدتاٌ با ذکر مصادیق ، اهداف ، روشها و اصول سعی در تعیین آن بوده است

نکته دیگر آنست که بسیاری از نویسندگان آینده نگری و آینده پژوهی را یکسان دانسته و لذا از دیدگاه آنان تعریف این دو واژه یکسان است برخی نیز واژه آینده نگاری را مترادف این واژه دانسته اند اما  با توجه به معادلهای لاتین ، این واژگان ، واژه های متفاوت هستند ، که در جای خود باید بررسیی شوند .

با عنایت به این مقدمه در مورد آینده نگری می توان گفت:

1. در فرهنگ لغت و بستر آینده نگری اینگونه تعریف شده است: مطالعه دقیق و موشکافانه در مورد شرایط محتمل و یا مفروض آینده از طریق مقایسه شواهد و روندهای شناخته شده.

2. تلاشی نظام مند برای بررسی آینده بلند مدت علوم ، فن آوری ، اقتصاد و ... بمنظور شناسائی حوزه های نوظهور

تعریف دقیق تر عبارت است از _ توانائی تصویر آینده از طریق مطالعه ، تحقیق و یا تصویر پردازی با بهره مندی از روشهای علمی ، آموزه های دینی و یا کشف و شهود غیر مادی (ندری ،اصول ومبانی آینده نگری )

 

5/2-  انواع روشهای آینده نگری

روشهای آینده نگری بسیار متعدد ، متنوع و با اسامی گوناگون بوده و از ساده ترین نوع تا پیچیده ترین اشکال گستردگی دارند ، لذا تقسیم بندیهای متعددی در مورد روشهای آینده نگری وجود دارد. بعنوان نمونه در یک تقسیم بندی روشهای آینده نگری به تحلیلی و ذهنی گروه بندی شده اند. در این طبقه بندی روشهای زیر وجود دارند:

                  -  روشهای تحلیلی

                        -    روشهای عددی

                                             قتصاد سنجی

                                            ماتریس داده _ستانده

                                              همبستگی

                                              تحلیل روند

                                              تعمیم روند

                                              روشهای گرافیکی

                                              روش های استقرائی                                                             -    روشهای ذهنی

                                                          نظر سنجی

                                                          روائی

                                                          قضاوت ساختار یافته

در  یک تقسیم بندی دیگر روشهای آینده نگری به دو روش کیفی و کمی تقسیم شده اند. در روش کیفی ، روند و وقوع یا عدم وقوع حوادث آینده نگری شده و اغلب بدون آگاهی کامل از کمیتها و صرفاٌ با دقت در روند وقایع می توان نسبت به آینده روندهای مذکور و وقوع حوادث مرتبط اظهار نظر نمود.

آینده نگری کمی ، معمولاٌ تنها زمانی امکان پذیر است که یا از رویدادها، اطلاعاتی مفید موجود باشد و یا نسبت به پویائی و کارکرد درونی پدیده ها آگاهی وجود داشته باشد . در این روشها معمولاٌ مقیاس پدیده ها ،  و رسیدن یا نرسیدن به حدود مشخص شده ، معین است. با داشتن اطلاع از کمیت پدیده ها همواره بهتر می توان نسبت به آینده نگری اقدام نمود با این روشها معمولاٌ در مواردی چون حجم بازار  ، رشد شرکتها ، کمیت نیروی انسانی و اشتغال می توان آینده نگری نمود. (همان)

 

3- جایگاه چشم انداز در تفکر استراتژیک

       بسیاری از اندیشمندان حوزه تفکر استراتژیک معتقدند که آگاهی از اهمیت و ضرورت خلق یک چشم انداز مناسب برای افراد ، سازمانها و ملت ها یک وظیفه غیر قابل چشم پوشی است. مطالعات متعدد در این زمینه نشان دهنده این اهمیت و ضرورت بوده اند. داشتن چشم انداز و نیل به موفقیت آنچنان لازم و ملزوم یکدیگرند که به طرح این سوال منجر می شود: آیا تصویر مثبت یک ملت از آینده پیامد کسب موفقیت آن ملت است یا موفقیت آنها پیامد داشتن یک چشم انداز مثبت بوده است  نتایج پژوهشها حاکی ازآن است که تاثیر یک چشم انداز مناسب پیش از کسب موفقیت در رسیدن به چشم انداز بسیار چشمگیر است و چشم انداز نوعاٌ بعنوان یک راهنما ، برای اجرای استراتژی است تا برای تنظیم آن.

در کشور ما نیز به مانند سایر کشورهای در حال توسعه و رو به رشد ، دوران گذار در شرایط تجربه میشود که سرعت تحولات جهانی در همه ابعاد اطلاعاتی ، ارتباطی ، فرهنگی ، اجتماعی تکنولوژی ، اقتصادی و سیاسی بسیار زیاد و نوع تحولات بسیار شگفت انگیز است.

شدت درجه پیچیدگی محیط بخصوص درعرصه فرهنگی، از جهت گسترش تعداد متغیرهای موثر بر فعالیتهای مختلف در سطح خرد و کلان نیز قابل توجه است .انجام فعالیت در فضای پیچیده کنونی که هم سرعت تغییرات در آن بسیار زیاد است و هم تعداد متغیرهای درونی و برونی موثر بر فعالیتهای رو به افزایش گذاشته است نیاز به باز تعریف مجدد اهداف و تبیین دقیق و مدیرانه راههای مختلف نیل به اهداف را اجتناب ناپذیر می سازد .در فضای پر رقابت امروز ، بخشی امکان ادامه  بقا وموفقیت دارد که سازو کارهای لازم برای آگاهی سریع از این تغییرات را داشته و توانائی پاسخگوئی سریع به آنها را نیز دارا باشد ، در غیر اینصورت امکان زیادی برای باقی ماندن در عرصه رقابت نخواهد داشت.

در این میان بخشها و فعالیتهائی فرهنگی از درجه حساسیت بسیار بالاتری برخوردارند.و هر مدیر شایسته و فهیمی ، باید وظیفه خود رادرچنین فضاءی بداند در این صورت لازم است که مدیران ارشد در پی تمهیدات اندیشمندانه بلند مدتی برای برآوردن انتظارات تمامی ذینفعان استراتژیک خود باشند. نخستین گام در جهت اتخاذ این تدابیر داشتن در ک از مبانی علمی مدیریت و تفکر استراتژیک است. در دیدگاه مدیریت استراتژیک ، مدیر نه تنها وظیفه مدیریت علمی مجموعه خود را به عهده دارد بلکه بعنوان یک استراتژیست نیز باید ایفای نقش نماید. از این رو داشتن چشم انداز ، استراتژی و نظام برنامه ریزی استراتژیک برای دستیابی موفقیت آمیز به اهداف کمی و کیفی تعریف شده در افق یک چشم انداز مطلوب ، برای مدیران استراتژیست از اهمیت و اولویت بسیار بالائی برخوردار است.

این در حالی است که هدف پایانی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک تدوین شرح روشن و مختصری درباره این نکته است که سازمان یادستگاه و یا جامعه ، در صورت اجرای موفقیت آمیز استراتژی های خود یا دستیابی به ظرفیت کامل خویش چه وضعی خواهد داشت. این توصیف باید همان چشم انداز موضوع یادستگاه باشد.

درحالی که نهادها وسازمانهای  دولتی و غیر انتفاعی محدودی وجود دارند که در زمینه رسالت خود بیانیه ای روشن و سودمند دارند ، عده کمتری از چشم انداز روشن و سودمند برخوردار میباشند تا حدی دلیل این امر آن است که یک چشم انداز ، در عین آنکه متضمن رسالت سازمان  است ، ولی از آن فراتر می رود. رسالت ، خطوط کلی منظورها را ترسیم میکند ، در صورتی که چشم انداز به توصیف این مقصود می پردازد که اگر سازمان  خوب کار کند ، چه وضعی خواهد داشت . تدوین این توصیف در مقایسه با تنظیم شرح رسالت یک سالزمان  ، بسیار وقت گیر است . اجرای آن نیز دشوارتر است به ویژه به این دلیل که اکثر سازمانها ودستگاه های فرهنگی  ائتلافی وازنظرماموریت متداخل هستند و از این رو چشم انداز مانند عهد نامه ای است که عناصر رقیب باید درباره آن مذاکره کنند.

مشکلات دیگری نیز مانع از تدوین چشم انداز می شوند . مردم از اینکه دیگران چگونه نسبت به چشم انداز آنها  واکنش نشان خواهند داد بیمناکند. متخصصان نیز قویاٌ به مشاغلشان وابسته اند و اگر چشم انداز عملکرد آنها مورد انتقاد قرار گیرئد ، برای آنان بسیار گران تمام میشود همچنین مردم از افرادی که می توانند آینده را در ذهن متصور کنند و در پی برتری و تعالی باشند هراس دارند.

قبل از هر چیز ممکن است در پی جوئی خود برای تدوین چشم انداز نومید شویم که این میتواند بسیار دردناک باشد ، زیرا شایستگی خود ما در معرض تردید قرار خواهد گرفت دوم صادق بودن نسبت به چشم انداز مستلزم انضباط بسیار و کاری بس دشوار است که ممکن است در تمام اوقات مایل به تحمل آن نباشیم.

برای تدوین چشم انداز ، تصمیم گیرندگان کلیدی باید افرادی شجاع باشند . آنها باید به بهترین افراد خود گوش فرا دهند و بهترین تصور خود را از خویشتن در نظر آورند تا بتوانند موفقیت کل مجموعه را هم در ذهن مجسم کنند . آنها برای اثبات چشم انداز در وضع موجود باید به قدر کافی منضبط بوده و. برای واقیعت بخشیدن به آن سخت کوش باشند . بنابراین ایجاد یک چشم انداز کارساز و موفق ممکن است به آسانی امکان پذیر نباشد اما برای دستیابی به موفقیت در فرداهائی که بزودی فرا خواهند رسید داشتن تفکر استراتژیک و چشم اندازی روشن و مطلوب بر غم تمامی دشواریها و پیچیدگیهایی که تدوین آن در بر دارد ، اجتناب ناپذیر است.

اینکه چرا تدوین یک سند چشم انداز برای مدیران عالی بسیار مهم می باشد ، به این علت است که سند چشم انداز دقیق روشن و آینده نگرانه ، علاوه بر اینکه خود میتواند آینده ساز باشد چگونگی انجام ماموریت  را در آینده ای معین نشان میدهد. به طور مشخص برخی از رهبران ومدیران  با توجه به جایگاه کلیدی و نقش اجرائی قوی خود ، چشم انداز را برای مجموعه تحت امر خود ، جهت همسو نمودت کلیه دیدگاهها و فعالیتها و با مشارکت کلیه نیروهای فعال در کلیه سطوح ، طراحی تبیین و اعلام می نمایند همچنین آنها بطور ثابت با توجه به شرح کار و ماموریت خود ، هدف ، استراتژی ،و ارزشها برخی از راهکارها را در حیطه گردش معنا برای چشم انداز  خود جستجو می کنند. با توجه به پیگیری لازم در جهت دستیابی به نتایج مطلوب نشان می دهد که انتخاب یک چهار  چوب برای ارزش گذاری مفاهیم و ارتباط هریک از آنها با مکانیزم های اجرائی می تواند در مجموعه ای با سهم دادن در نگاه چشم انداز و زمینه برای انتقال آن با واقعیت ها نقش بسزائی داشته باشد.

چشم انداز برای سامان دهی فعالیتهائی همسو  در شرایطی متغیر و پیچیده مورد توجه مدیران عالی قرار میگیرد. بر این اساس مفهوم چشم انداز بطور خلاصه در پاسخ به سوالاتی مرتبط با آینده یک بخش یا سازمان با کلمات استفهامی ((چه چیزی )) ((چرا)) ((کجا))((چه کسی)) آغاز میشود شکل میگیرد.

با پیچیده تر شدن شرایط محیطی ، چشم انداز نقش بسزائی را در تفکر ارزشی  نسبت به آینده ، به خود اختصاص داده است ، و احتمالاٌ در آینده نیز با استفاده از الگوهای مدیریتی و تغییرات مربوط به شرایط اجرائی در رابطه با جوامع پر جمعیت نقشی غیر قابل اجتناب خواهد داشت.

امروزه با  نگاهی به مباحث جاری بخش های اجرائی نشان داده شده است که تنها با تنظیم سند چشم اندازی دقیق و روشن می توان راهکار منطقی برای نیازهای اجرائی و دستیابی به اهداف مختلف کمی و کیفی پیش بینی شده باشد. به این منظور باید مراحل زیر در تبیین سندی روشن و دقیق از چشم انداز آینده برای هر بخش ، صنعت و فعالیت ، در نظر گرفته شود:

-  چه عواملی در تبیین چشم انداز موثر هستند و ابعاد فعالیتها در آینده چیست؟

-       چه وظایفی باید در جهت اجرای چشم انداز انجام گیرد؟

-       از کجا باید شروع چشم انداز را پیش بینی کرد؟

 

1/3- چه عواملی در تبیین چشم انداز  در تفکر استراتژیک سهیم هستند؟

      تعیین سند چشم انداز و پیش بینی های احتمالی آن چگونه است ؟ بسیاری از مفاهیم مانند Vision  (چشم انداز) در سطح وسیعی با استفاده از تصورات آینده نگرانه و آینده ساز و عدم لزوم توجه به گذشته و وضع موجود ، قابل تفسیر میباشند. اینگونه تصورات در ذهن نشان از نگاهی عمیق به ارزشها و اعتقادات با رویکردی تحقیقی در رابطه با چالشها و اهداف اساسی و حتی مطابق ساختار فلسفی یک موضوع یاسازمان با در نظر گرفتن اینکه در بلند مدت تمامی عوامل متغیر خواهند بود ، ممکن است قابل بررسی باشد. سند چشم اندازی که در برخی از مواقع در انتهای مسیر بهترین راهکارها قرار میگیرد ، حاکی از این حقیقت است که بعنوان یک دستورالعمل پاسخگو برای این سوالات مطرح میشود که مدیران درصدد استفاده از چه عواملی برای ایجاد آن هستند؟ و در نهایت با هدف گذاری ایده آل نقش تصورات آینده را برای ما چگونه ترسیم میکنند. بر این اساس ، تمرکز و صرف انرژی برای رهبری یک سازمان و الهام بخشیدن برای ارائه یک پیشنهاد الزامی خواهد بود. چشم انداز با توجه به نقش تصورات ناشی از الهامات و تهییجات از سوی مردم در روند اجرائی یک سازمان استفاده میشود.

بدون شک تمامی عوامل و نکات تمایز آمیز در تبیین یک سند چشم انداز از جمله ماموریت ، استراتژی و ارزشها سهیم هستند. ماموریت سازمانهای فرهنگی  بر اساس خواست مردم به مرحله اجرائی در می آید. استراتژی  ها نشان می دهد که چگونه باید مفاهیم مطرح شده در چشم انداز را جستجو نمایند. از طرفی ، نقش ارزشهای تعریف شده نشان می دهد  که در نوسانات درونی یک سازمان  ، رابطه با جامعه ، ذینفعان ، رقبا ، تامین کنندگان منابع ، کارکنان ، بهره برداران وعرضه کنندگان چگونه باید باشد؟

سند چشم انداز ناشی از تصورات بر  اساس توافق افراد  یک سازمان  فعال و چگونگی بکارگیری اینگونه تصورات نیز می تواند بسیار عمده  باشد. با مشارکت دادن افراد در تدوین چشم انداز و ارائه و ابلاغ آن می توان راه و شرایط هدایت ایشان را مشخص کرد. به هر حال ، چنانچه هیچ زمینه ای برای مشارکت دادن و کمک گرفتن از زیر مجموعه وجود نداشته باشد ، امکان دستیابی به یک سند چشم اهنداز مورد توافق و مشترک ، با مشکل مواجه میگردد. ( پیش نویس چشم انداز آینده صنعت نفت ص45)

 

 

 

2/3- مفاهیم و تعاریف چشم انداز در چهارچوب مدیریت استراتژیک"

      مفهوم لغوی چشم انداز Vision در متون فارسی عبارت است از: رویا ، خیال ، تصور ، پنداره ، وحی و الهام ، منظره ، دیدن ، بصیرت.

مفهوم علمی چشم انداز  Vision در تفکر و نظام مدیریت استراتژیک عبارت است از:

-  ارائه تصویری از آینده مطلوب است ، آینده ای که از نظر مدیران ارشد و طراحان و مجریان یک کشور میتواند از لحاظ زمانی بلند  مدت باشد و نتایج حاصله از آن ، باید مثبت و متناسب با امکانات ، قابلیت ها و منابع قابل اجرا و عملی باشد در غیر اینصورت این چشم اندازها به ایده آلهای ذهنی و پندارگرایانه بدل می شوند.

-  چشم انداز ، یک تصویر ایده آلی از آنچه که میتواند و باید انجام شود ، میباشد.

-  چشم انداز، از دید دانش سازمانی بعنوان توان درک و فهم نامعلومی ها ، به اندازه ماهیتهای مشخص شده و معلوم میباشد.

-  چشم انداز ، تفاوت میان یک طرح واضح و پبیوسته و یک چیز در هم و بر هم از انگیزه های ذی نفعان میباشد.

-  چشم انداز ، چهارچوب ذهنی مشترکی ایجاد میکند که بر اساس آن می توان آینده را ساخت  بنابراین چشم انداز تصور منحصر به فرد و ویژه از آینده است.

-  چشم انداز ، پاسخ لازم را برای سه سئوال کی هستیم ؟ چه میکنیم؟ به کجا می رویم ؟ را ارائه  می دهد..

-  چشم انداز ، اشاره به تصویری روشن و در مواردی تلویحی از آینده دارد که به افراد نشان میدهد که چرا باید برای خلق آن بسیار کوشش نمایند.

-  چشم انداز (دیدگاه)، یک تصویر ذهنی ، عاقلانه و تحقق پذیر میباشد که به اندازه یک تصور و خیال نامعلوم و یا به اندازه یک هدف و ماموریتی که تعیین شده است میتواند ویژه باشد.

تعریف و تعیین دورنمای آینده نشان می دهد که سند چشم انداز تحت چهارچوبی می تواند بر تمامی تصمیمات ، برنامه ریزیها و عکس العملها نقش موثری را ایفا نمایند به عنوان مثال ، امروزه صنعت و یا کسب و کارهای فعال در زمینه محیط زیست با موفقیت بیشتری حضور دارند و حتی وجود خودشان را بطور گسترده بدون ارجاع به یک چشم انداز غیر ممکن می دانند ، بطوریکه هرکس از عوامل مهم اجرائی یا افراد سطح بالا نمی توانند بدون ارزیابی چشم انداز مطلوب ایشان اقدام به خرید یا خدمات کند.

هر عاملی ناشی ازساختار یک سازمان  تا روشهای رهبری آن ، روشهای مدیریتی و طرحهای مربوطه در جهت حمایت از سهیم کردن چشم انداز معطوف گردیده است.  لذا برای تاثیر گذاری چشم انداز باید قابلیت درک مطلوب و استفاده از دیگر عوامل عمده  را شناسائی کرد.

سند چشم انداز بیش از یک ابزار ساده می تواند نقش آفرین باشد ، بطوریکه برای دستیابی به چشم انداز ضرورت داشتن استراتژی غیر قابل اجتناب میباشد همچنین فرهنگ  و مجموعه عوامل برای تداوم تصورات در رابطه با یک موضوع یاسازمان فرهنگی  نیز باید مورد توجه قرار گیردا ند

§  غالب نظریه پردازان مدیریت استراتژیک معتقدند که تدوین چشم انداز مهمترین بخش از فرآیند مدیریت استراتژیک می باشد. به عقیده ایشان ، چشم انداز به منزله عامل جلوبرنده فعالیتهای فردی و جمعی بوده و مجموعه ای از کارکناان ، مدیران و تمیم گیرندگان را در راستای هدفی بزرگ ، دشوار ، در افق زمانی بلند مدت (20-10 ساله) ، بسیج و تهییج مینمایند.چنین چشم اندازی ، قویترین عامل انگیزش جامعه فعالین در یک سازمان یا نهاددولتی وعمومی است و در صورتی که واضح به حد کفایت پر معنا باشد ، می توان افراد را برای انجام کارهای مبهوت کننده برانگیزاند.

§  برای توافق و نیل به یک چشم انداز فراگیر درسازمان یادستگاه فرهنگی بایستی اهداف بلند مدت کاملاٌ واضح باشند ، در غیر اینصورت بیانیه چشم انداز بی معنا و بی محتوا خواهد بود . بر همین اساس است که اندیشمندان مدیریت استراتژیک چشم انداز را به مثابه ستاره قطب شمال تعریف کرده اند نه یک آرمان. در اینصورت اگر چشم انداز با واقع بینی ، فراست و مبتنی بر احساسات ، ارزشها و هوشمندی جامعه فعالین دستگاه وسازمان فرهنگی تعریف شده باشد می تواند نقش یک عامل نیروزا ، جهت دهنده و هماهنگ کننده را بازی کند.

 

 

3/3-  چشم انداز ، خصوصیات و مزایا در تفکر استراتژیک

   چشم انداز يا دورنما ، توصيفي است از شرايط آينده سازمان يا شركت و به عبارت ديگر ، تصويري است از وضعيت شركت ، زماني كه به اهداف و استراتژي هاي خود دست يافته باشد . بدين ترتيب توجيهي روشن و مشخص و قابل دفاع از اينكه چرا و چه انتظاري از سازمان مي رود حاصل مي شود و امكان موفقيت سازمان با تصوير روشني كه از آينده آن بدست مي آورند محتمل تر خواهد شد . از طرف ديگر توافق بر آينده سازمان ، همه نيروهاي مجموعه را همسو و هم جهت ساخته ؛ آرمان مشتركي را بين اعضاء مجموعه فراهم مي سازد .

مقاصد و آرمانها در واقع همان اهداف استراتژيك هستند ، مشروط بر اينكه غير قابل دستيابي نباشند . چنين آرمانهايي ، تصويري مناسب جهت هدايت سازمان بدست مي دهد و همانند ستاره قطبي راهنماي حركت سازمان خواهد بود . آرمانها معمولاً زاييده فكر و خلاقيت مديران مجموعه بوده و در ابعاد مختلفي همچون فناوري ، دانش ، وضعيت مالي ، بازار و ... به تصوير كشيده  مي شوند .

بديهي است چنانچه ، تصويرسازي آينده اي كه مي خواهيم بدان دست يابيم بدرستي صورت گيرد ، موانع تحقق آن روشن شده و سازمان به راحتي خواهد توانست بر موانع موجود غلبه نمايد . بر اين اساس دورنما بايد خصوصيات زير را داشته باشد :

-  آينده اي بهتر را به تصوير بكشد و چشم انداز آينده مطلوب را نشان دهد .(آینده امیدوار کننده را به تصویر بکشد.)

-       بلند پروازانه باشد و آينده هاي دور را ترسيم كند .

-       پسنديده و مطلوب باشد .

-       هدايت كننده و جهت دهنده باشد .

-       واضح و قابل فهم باشد .

-       حتي الامكان تغييرات آينده را پاسخگويي نمايد .

-       دستيابي به ارزش هاي مشترك را سهولت بخشد .

-       پيامدهاي مثبت را بيان دارد .

-       ايجاد هيجان ، انگيزه و تحرك نمايد .

-       پیامدهای مثبت را بیان کند.

چنانچه چشم اندازی از آینده که مطلوب مدیران یک سازمان باشد و تدوین گردد و موانع تحقق آن از ابتدا روشن خواهد شد ، سازمان براحتی خواهد توانست بدرستی و عالمانه طراحی ظی زمان با تدبیر استراتژیهای دقیق بر موانع فایق آید و به آسانی شاهد موفقیت خود در نیل به اهداف چشم انداز در افق معین باشد. بر این اساس بیانیه یا سند چشم انداز مطلوب برای آنکه زمینه توافق مشترک بین کارکنان رابر سر آینده  کار فراهم آورد ، نیروها را همسو و هم جهت سازد و آرمان مشترکی را بین اعضا فراهم سازد ، باید دارای ویژگیهای فوق  باشد:

شايان ذكر است در بعضي از منابع چشم انداز به مفهوم جامع تري در نظر گرفته شده ، بگونه اي كه خود مشتمل بر آينده متصور و آينده مطلوب ، مأموريت و اهداف بنيادين ، ارزشها و بي هاگها مي باشد .

همچنين در پاره اي از منابع نيز چشم انداز ( بينش ) به دو بخش اصلي ايدئولوژي اصلي و آينده متصور تقسيم گرديده كه هر يك خود مشتمل بر دو زيربخش بترتيب با عناوين ارزش هاي اصلي و مقصود اصلي براي بخش اولي و زيربخشهاي هدف خطيروتوصيف روشن ازوضعيتي كه اهداف تحقق يافته است بعنوان بخش دوم مطرح گرديده اند .[1]

بدنبال مباحثي كه در فوق بدان اشاره شد ، مزايا و منافع تدوين چشم انداز را به ترتيب ذيل  مي توان برشمرد :

-  مشخص ساختن اينكه سازمان در صورت برآوردن مأموريت خود به چه شكل و چگونه ساختاري خواهد رسيد.

-       ارائه تصويري از سازمان در پايان افق برنامه ريزي .

-  ايجاد دركي ضمني و كلي از اينكه موفقيت براي سازمان به چه مفهومي است و چگونه قابل دستيابي است .

-  ايجاد اتفاق نظر برآينده مطلوب سازمان و آينده اي كه سازمان و اعضايش خواهان دستيابي به آن هستند

-  روشن ساختن جهت و مقصود حركت سازمان .(علی احمدی،نگرشی جامع بر مدیریت استراژیک،ص180)

-       امکان طراحی و تدوین استراتژیهای دقیق و مدبرانه

 

 

4-  واژه شناسي و تعریف اصطلاحی چشم انداز

 

1/4 -  واژه شناسی چشم انداز

      وضع و كاربرد واژه چشم انداز در غرب پيشينه اي ديرينه دارد . اولين بار اين مفهوم در زبان انگليسي در قرون وسطي به كار رفته كه آن را از زبان فرانسه قديم وام گرفته كه آن هم به نوبه خود ، اين كلمه را از زبان لاتين قرض گرفته است ( آكسفورد ، 1989 ، ج 2 ، ص 2422 ، هريتيج ، 1973 ، ص 1432 ) . برخي از صاحبنظران معتقدند كه اولين بار اين مفهوم در زبان سانسكريت پديد آمده و آنگاه وارد زبانهاي هند و اروپايي شده است ، بنابراين ريشه شرقي دارد .

كنكاشهاي فراوان طي اين تحقيق در فرهنگهاي متعدد ما را به بيش از سي معني گوناگون رهنمون كرده است كه با اشاره اي گذرا تنها برخي از مهمترين معاني آن را مرور مي كنيم :

الف Vision :

-  چيزي كه بطور واضح و روشن از غير راه هاي معمولي ديدن ، مشاهده مي شود ، بخصوص ظهوري از پيشگويي يا ويژگي اسرارآميز يا دارا بودن ماهيت وحي كه بطور مافوق طبيعي در عالم رؤيا و يا در يك حالت غير طبيعي در ذهن انسان ظهور پيدا كند  ( مريم وبستر ، جلد 2 ، ص 1386 ، هريتيج ، 1973 ، ص 1432 ) .

-  ادراك ذهني از يك نوع مشخص و روشن ( آكسفورد ، ج 2 ، 1989 ، ص 2482 ) .

-  مفهوم ، طرح يا پيش بيني تخيلي فوق العاده ، آينده نگري و تعقل در برنامه ريزي ، پيشگويي و توانايي تخيل و آمادگي براي آينده ( آكسفورد ، ج 2 ، 1989 ، لانگ من ، 1990 ، مريم وبستر ،1964 ) .

-  چيزي يا شخصي كه در عالم رؤيا و يا حالت جذبه و يا خيال و ... مشاهده مي شود ( آكسفورد ، 1989 ، مريم وبستر ، 1964 ) . چيزي كه ديده مي شود ، ديدني ( آكسفورد ، 1989 ) .

-  منظره اي زيبا ، شخص يا صحنه و ... ، زيبايي غير عادي ( آكسفورد ، 1989 ، كالج وبستر ، 1988 ، مريم وبستر ، 1964 ) .

-  عمل يا حقيقت ديدن يا ملاحظه چيزي كه بطور عيني در منظره چشم حضور ندارد  ( آكسفورد ، 1989 ، مريم وبستر ، 1164 ) .

ب TO Vision :

-  عمل ديدن با چشم جسماني؛ مانند يك بصيرت به نمايش گذاردن ( آكسفورد ، ج2 ، 1989 )

-  در برابر چشم يا ذهن نشان دادن ( آكسفورد ، ج 2 ، 1989 ) ديدن بصيرت گونه ( آكسفورد ،  2 ، 1989) در برابر انديشه ( چشم باطن ) آوردن ( آكسفورد ، ج 2 ، 1989) با بصيرت ديدن ( هريتيج ، 1973 ) در چشم انداز ديدن ( هريتيج 1973 ) .

-  دورانديشي غير معمول در پيش بيني آنچه قرار است اتفاق بيفتد ( مريم وبستر ، 1964 ) .

ج Visionary :

- فرد توانا يا عادت كرده به ديدن چشم اندازها ؛ در نظريه هاي تخيلي غرق شده ( آكسفورد مرجع ، 1989 ) ؛ داراي چشم انداز ( آكسفورد مرجع ، 1989 ) ؛ فردي كه داراي ايده هاي مربوط به چشم انداز آينده است            ( آكسفورد ادونس لرنر ، 1989 ) ؛ علاقه مند به ديدن چشم انداز ها ؛ قادر به دريافت آثار با استفاده از مفاهيم چشم اندازها ( آكسفورد ، ج  2 ، 1989) ؛ كسي كه صاحب چشم انداز نسبت به آينده است ، شخصي كه امور ناشناخته يا امور آينده به صورت چشم انداز برايش آشكار مي شود ( آكسفورد بزرگ ، ج 2 ) ؛ داشتن يا نشان دادن آينده بيني يا خردمندي ( آكسفورد ادونس لرنر ، 1989 ) ؛ رهبران داراي چشم انداز ( آكسفورد مرجع ، 1989 ) ؛ كسي كه اهدافش براي آينده ، عالي و برجسته است ولي ممكن است فاقد عينيت باشد و به راحتي تحقق پذير نباشد ( لانگمن ، 1990 ) ؛ فرد الهي مقدس و پاك كه داراي بصيرت است          ( لانگمن ، 1990 ) .

د Visionarily (adv.)  : بطور بصيرتي ، چشم انداز گونه ( آكسفورد ، ج 2 ، 1989) .

ه -  Visionariness (adv.) : چشم انداز وار ( آكسفورد ، ج  2 ، 1989) .

و -  Visioned (adv.) : در چشم انداز و تخيلي مشاهده شده ، همراه با اين برانگيخته شده به وسيله يك چشم انداز يا چند چشم انداز ، داشتن قدرت مشاهده چشم اندازها ( آكسفورد ، ج 2 ؛ وبستر ، ج 2 ) مالامال از انواع چشم انداز ، به وسيله تخيل توليد شده يا تجزيه شده ، داراي چشم انداز ، الهام شده ( وبستر ، ج 2 ، 1989 ) .

ز Visionist : متخصص چشم انداز ، داراي چشم انداز ، مدعي چشم انداز (آكسفورد ، ج 2 ) .

ح Visionless : فاقد چشم انداز ، عاري از بصيرت ، كور ( آكسفورد ، ج 2 ) ، فاقد الهامبخشي    ( وبستر ، 1989 ) .

ط To Envision : در انديشه كسي تصوير كردن ، بخصوص حوادث آينده را ( فرهنگ نوين وبستر ، 1989 )

ي Previse : آينده نگري ، توجه به آينده كردن ( هريتيج ،1973 ) .

ك Prevision : پيش بيني ، آگاهي قبلي ( هريتيج ، 1973 ) .

ل Previsor : آينده نگر ( هريتيج ، 1973 ) .

آنچه ذكر شد ، برخي از معاني واژه Vision و مشتقات آن است كه با بررسي بعضي از معتبرترين فرهنگها و واژه نامه هاي منتشر شده به دست آمده است . حال با توجه به اين چكيده معاني ارائه شده ، جا دارد كه به معاني اصطلاحي اين واژه چشم انداز و مشتقات آن در اصطلاح رهبري و مديريت پرداخته شود .

 

2/4-   واژه شناسي چشم انداز در بستر مديريت و رهبري

      مراجعه به بيش از ده فرهنگ معتبر زبان انگليسي نشان داد كه اين واژه داراي بار معنايي بسيار وسيعي است كه همچنان در حال رشد است . اين واژه در طول زمان فراز و نشيبهاي بسياري را طي كرده و متناسب با فرهنگ هر عصر ، معناي سطحي ، متوسط و يا عميقي از ديدن معمولي تا دورانديشي و چشم انداز تا الهام و شهود و وحي را با خود حمل كرده است . مو شكافي و تعميق و تدقيق اين واژه ما را به شناخت روشنتري از چشم انداز و رهبري چشم انداز مي رساند . در ميان مطالعات انجام شده درباره چشم انداز و رهبري چشم انداز ، صرفاٌ دو تن از محققان ( وستلي و مينتزبرگ ، 1989 ) با رجوع به يكي از فرهنگهاي لغات به بازيابي مفهوم لغوي اين واژه پرداخته اند و ديگران چنين دقت نظري را نداشته اند . ما مي توانيم با نگرشي عميقتر به مقايسه تطبيقي اين واژه و مشتقات آن در فرهنگهاي گوناگون زبان انگليسي از يك طرف و مطالعه تطبيقي آن در فرهنگهاي فارسي و عربي از طرفي ديگر به نكات جالبي در اين خصوص دست يابيم . در حال حاضر در اين نظريه واژه هاي Vision ، Visionary ، Envisioning از سوي صاحبنظران مختلف مورد استفاده قرار گرفته است . نمونه اي از اين تعريفها در نمودارهاي شماره يك و دو آمده است .

 

 

چشم انداز

چيزي كه به طريقي غير از ديدن معمولي مشاهده مي شود

روشني كه از طريق تصورخلق مي شود

عمل يا قدرت تصور

دورانديشي غير عادي در پيش بيني آنچه قرار است اتفاق بيافتد

نمودار شماره يك : نمونه اي از مفهوم لغوي چشم انداز در فرهنگ مريم وبستر ( 1964 )

 

3/4 -  معناي اصطلاحي چشم انداز

    چشم انداز ، تصوري از آينده مطلوب وضعيت سازماني مي باشد و ترسيم چشم انداز ، خلق تصويري از آينده مطلوب وضعيت سازماني است ( بَس ، 1989 ، ص 51 الي52 )

چشم انداز به معناي توانمند كردن ديگران است ( ساشكين ، 1989 ؛ سري ويتزوا ، 1983 ؛ مندل وگرجوي ، 1984 ) . چشم انداز در صورتي كه با توانايي انتقال آن به ديگران جفت شود ، مبنايي براي توانمند كردن ديگران خواهد بود ( بنيس و نينوس ، 1985 ؛ تيكي و دوانا ،1986؛ گلاك ، 1984 ) . بطور كلي سه عنصر تصورات آينده ، تدوين اين تصورات ، توانمند كردن پيروان از طريق انتقالِ چشم انداز ؛ سه عنصر مشخص در يك زنجيره هستند ( كانگرو كاننگو ، 1987 ؛ بنيس و نينوس ، 1985 ؛ تيكي و دوانا ، 1986 ؛ و احتمالاً سلزينگ ، 1975 ) . دو تن از محققان با استفاده از مجموع اين تعريفها ،درتعريف چشم اندازچنين ابزارداشته اند كه چشم انداز تصوراتي است كه شكل گرفته اند    فرايندي تعاملي است كه به همان ميزان كه به گذشته مربوط مي شود به آينده هم ربط پيدا مي كند بلكه بايد گفت كه با طرحي براي آينده گره مي خورد و تدوين آن به پايداري و توانبخشي زير دستان منجر خواهد شد ( وستلي و مينتزبرگ ، 1987 ، ص 162 ) . ايشان اين نوع چشم اندازها را چشم اندازهاي استراتژيك مي نامند .

 

يكي از صاحبنظران رهبري تلاش كرده است كه چشم انداز را در يك جمله تعريف كند ؛ وي مي گويد : همه مديران عالي داراي چشم انداز هستند يعني داراي ظرفيت ايجاد و انتقال يك چشم انداز جذاب نسبت به وضعيت مطلوب امور هستند ( بنيس ، 1982 ) .

اين محقق در تبيين چشم انداز جذاب از آن با عنوان نيت و قصد ياد مي كند و مي گويد توصيف يك قصد و نيت ، سازمان را به جايي كه هرگز قبلاً در آن نبوده ، يعني به دنياي ناشناخته ها مي برد      ( بنيس ، 1984 ) .

يكي ديگر از محققان رهبري بصير ( ني نوس ، 1992 ) ، طي دو فصل از كتاب خويش متجاوز از سي و پنج تعريف و توصيف از چشم انداز آورده است كه ما در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم ؛ وي مي نويسد :

چشم انداز آينده اي است واقعگرايانه ، محقق الوقوع و جذاب براي سازمان ؛ چشم انداز كليد رهبري است ؛ تبيين سرنوشت آينده بهتر ، موفقيت آميز يا مطلوبتر سازمان نسبت به حال ؛ ايده اي است كه آنچنان توليد انرژي مي كند كه در واقع با بكارگيري مهارتها ، استعدادها و منابع ، محقق كردن آن آينده را بطور جهشي آغاز مي كند ؛ چشم انداز اولين مرحله پاسخ به نياز تجديد خط مشي و يا تحول تكميلي سازمان است ؛ چشم انداز ابزاري حياتي است كه بدون آن رهبري با شكست روبرو خواهد  شد ؛ چشم انداز ، انتخاب هدفي از سوي رهبر در محيط خارجي آينده سازمان است كه بايد انرژيهاي خود را در آن سمت ، جهت دهد و آن را به سرعت تبيين كند ؛ چشم انداز ، ايفاگر نقش حياتي در هدايت سازمان است ؛ چشم انداز، احساسي پيرامون يك جهت است كه هم موجب ادراك و هم تأمين كننده آن جهت خواهد بود ، چشم انداز يك ايده نيرومند است ؛ چشم انداز يك مشعل است ؛ مفهوم سرنوشت مشترك افرادي است كه بيشترين نگراني را نسبت به آينده سازمان دارند ؛ مدل ذهني از وضعيت آينده فرايند گروه يا سازمان است ؛ چشم انداز از آنچه ما اميدواريم كه فرضيات منطقي درباره آينده باشد ، شناخته شده و به شدت تحت تأثير قضاوتهاي خود ما نسبت به آنچه محتمل و ارزشمند است ، قرار دارد ؛ چشم انداز دنياي تخيلي را به نمايش مي گذارد كه پيشاپيش نمي توان آن را مشاهده و يا اثبات كرد . دنيايي كه ممكن است هيچگاه واقعيت هم پيدا نكند . اين دنيايي است كه صرف وجودش نيازمند اصل ايمان است ؛ چشم انداز اغلب چيزي كاملاً جديد است ، نه تنوعي از فعاليتهاي جاري است ، نه كپي از آنچه برخي از سازمانهاي ديگر در حال انجام آن هستند ، بلكه چيزي حقيقتاً نو ، نقطه عطفي ابداعي كه به روشني بيانگر پيشرفت و گامي فراپيش است ؛ چشم انداز پر است از پيش بيني ، فرضيات و قضاوتهاي ارزشي ؛ در عين اينكه در يك احساس بسيار واقعي ، چشم انداز ، يك تصور است ، در عين حال ، نوعي خاص از تصور است كه بر مبناي اطلاعات و دانش بنا نهاده مي شود ؛ و به عنوان وسيله اي براي تغييراتي كه براي حصول اطمينان از موفقيت درازمدت كار مخاطره آميز مورد نياز است ، عمل مي كند ؛ چشم انداز تنها شكل مدل ذهني است كه افراد در سازمانها مي توانند از طريق تعهد و اقداماتشان ، آن را عينيت بخشند و در چنين زمينه اي است كه سودمندي و قدرتش قابل طرح است .

البته لازم به يادآوري است كه همه اين تعريفها ، تعريف « چشم انداز صحيح » است وگرنه چشم اندازهاي ناصحيح يعني بسياري از تصوراتي كه در مغز ما ظاهر مي شوند و به عنوان غير واقعي ، دست نيافتني ، بي اساس و يا نامطلوب شناخته شده اند ، قدرت خويش را براي تغذيه خيالپردازيها يا ايجاد انگيزش در رفتارهاي ما، خيلي زود از دست مي دهند ، مورد نظر نيستند . چشم انداز صحيح ، چشم اندازي است كه در زندگي ما تغيير ايجاد مي كند ؛ در عين حال ما بايد توجه داشته باشيم كه ماهيت تصورات اين چنينند كه در اندرون ذهن شما فوران ايجاد مي كنند و مي توانند شما را با انبوهي از احتمالات ظاهراً نامحدود ، محدود كنند و در خود فرو برند ؛ اگر چه بيشتر ما ، هيچگاه بطور جدي ، هيچ قدمي براي منسجم شدن ( ذهن و تصورات خود ) يا قهرمان متخصص شدن در رشته خود ، بر نمي داريم .

مفهوم اصطلاحي چشم انداز با طرح رويكرد نوين رهبري ، در متون مربوط به كار رفته و از سوي صاحبنظران مختلف به اعتبارهاي گوناگون ، با آن به شكلهاي متفاوتي برخورد شده است . اين تعريفها در بخش اول تحقيق آورده شد . نمونه اي از اين تعريفها طي شماي شماره 2 نشان داده شده است . واقعيت اين است كه هيچ يك از اين محققان ، هنوز نتوانسته اند تعريف جامع و مانعي براي چشم انداز و رهبري مبتني بر چشم انداز و ديگر مشتقات آن ارائه دهند به گونه اي كه مورد قبول و پذيرش و اتفاق نظر همه صاحبنظران باشد ( بطور مثال ن . ك . به نمودارهاي شماره 2 و 3 ) .

برخي از اين محققان ( ني نوس ، 1992 ) براي تبيين تعريف چشم انداز چند صفحه توصيف ارائه كرده و برخي ديگر ( ساشكين ، 1989 ) به طور روشن و ذيل سرفصل معين تعريفي ارائه نكرده اند . همه اينها نشان از دشواري اين امر مي دهد و بيانگر اين حقيقت است كه اين رويكرد همچنان در راه تكوين خويش سير مي كند . در اين بخش از تحقيق سعي شده است گامي ابتدايي براي تعريف مفهومي و اصطلاحي اين واژه برداشته شود. در مجموع به نظر مي رسد كه چشم انداز عبارت است از :

مدل ذهني ( تصورات كلي ) جديد ابداعي و پر از فرضيات ، پيش بينيها و قضاوتهاي ارزشي، از فرايند تعاملي آينده مطلوب و جذاب وضعيت سازماني محقق الوقوع ، بر مبناي اطلاعات و دانش ؛ كه به خوبي تعريف و تدوين شده و موجب توانمند كردن پيروان مي شود و با استفاده از همه مهارتها ، استعدادها و منابع تحت تأثير نيروي محركه آينده با كمك تعهد و اقدامات افراد عينيت پيدا مي كند و موجب تغيير مي شود .(ازگلی ، رهبری استراتژیک چشم انداز)

 

 

Text Box: نمودار شماره 2 : مفهوم اصطلاحي چشم انداز

خلق تصوري از آينده مطلوب وضعيت سازماني

         

Bass , 1987

تعريف تصورات آينده مطلوب ، تدوين اين تصورات و توانمند كردن پيروان از طريق انتقال چشم انداز

Conger and kanungo,1987;Bennis and Nanus ,1985;Ticky and Devanna,1987;Perhaps a reflection of Selznick,1957

چشم انداز + توانايي = مبنايي براي توانمند كردن ديگران

 

Bennis and Nanus,1985;Ticky and Devanna,1986;Gluck,1984

مبناي توانمند كردن ديگران

 

Sashkin,1987;Serivastva,1983;Mendel  and Gerjuoy,1984

Rounded Rectangle: مفهوم اصطلاحي چشم انداز

 

 

 

 

Text Box: نمودار شماره 3 : مفهوم رهبري چشم انداز ( Bennis and Nanus, 1985)

انتقال چشم انداز

هماهنگي حوادث

انتخاب چشم انداز

انتقال چشم انداز

هماهنگي حوادث

Rounded Rectangle: رهبري چشم انداز
( سر و كار داشتن رهبر با مسأله كنترل )

انتقال چشم انداز

هماهنگي حوادث

انتخاب چشم انداز

انتقال چشم انداز

هماهنگي حوادث

Rounded Rectangle: رهبري چشم انداز
( سر و كار داشتن رهبر با مسأله كنترل )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     در اين تعريف كه در آن نوع عناصر همه تعريفهايي كه اين صاحبنظران ارائه كرده اند به تقريب آمده است ، مشاهده مي شود كه تعريفي بسيار گسترده است . طبيعي است كه در هر تعريف ، معرف بايد از عناصر دقيق و روشني استفاده كند كه خود آن واژه ها تا حد ممكن بي نياز از تعريف و بديهي باشند .

نكته ديگر اينكه صاحبنظران آن رشته درباره آن تعريف متفق القول باشند .

تأمين اين دو نياز در اين تعريف امري بسيار دشوار است . زيرا زماني كه هنوز در تعريف واژه رهبري و اثربخشي در طول يك سده ، محققان رهبري و مديريت ، همچنان با هم اختلاف نظر دارند ، نبايد توقع جدي داشته باشيم كه در ساير ابعاد و مشتقات رهبري ، آن هم رويكرد نويني چون رهبري چشم انداز بتوان به تعريف واحد جامع و مانعي دست يافت . در هر حال بنابراين تعريف چند نكته درباره چشم انداز روشن مي شود :

1 چشم انداز مدل ذهني يا تصورات كلي جديد ابداعي است كه پر از فرضيات ، پيش بينيها و قضاوتهاي ارزشي است .

2 چشم انداز داراي فرايند تعاملي آينده مطلوب و جذاب وضعيت سازماني محقق الوقوع است .

3 چشم انداز بر مبناي دانش و اطلاعات بنا شده و بخوبي تعريف و تدوين شده است .

4 چشم انداز موجب توانمند كردن پيروان ميشود .

5 چشم انداز با استفاده از همه مهارتها ، استعدادها و منابع تحت تأثير نيروي محركه آينده و با كمك تعهد و اقدامات فرد عينيت پيدا مي كند و موجب تغيير مي شود .

 

4/4-   ماهيت چشم انداز

     در ميان محققان مورد نظر در اين تحقيق ، ساشكين ( 1989 ) تنها فردي است كه سر فصل روشن و مشخصي تحت عنوان ماهيت چشم انداز آورده است . از نظر وي ماهيت چشم انداز شامل ابعاد كليدي محتوايي با سه زمينه برخورد با تغيير ، هدفهاي ايده آل و همكاري افراد با يكديگر هستند كه در قالب يك چارچوب نظري در ارتباط با هم معنا پيدا مي كنند . به نظر مي رسد آنچه را وي به عنوان ماهيت چشم اندازهاي مؤثر ارائه كرده است ، همان ويژگيهاي چشم انداز خوب باشد و اين همان محوري است كه ني نوس آ ن را با عنوان « چشم انداز چيست و چشم انداز چه نيست » آورده است ( ني نوس ، 1992 ) . بنابراين از نظر ما ماهيت تلقي مي شود و به مفهوم كاوش در ريشه ها و عمق يك چشم انداز براي كشف سرمنشأ آن است . از آنجا كه شناخت چشم انداز همچنان در پرده ابهام باقي مانده يا مورد توجه و بررسي قرار نگرفته است . به نظر مي رسد كه اين محققان صرفاً خواسته اند با توجه به آثار و طرح ويژگيهاي چشم انداز به نوعي ماهيت چشم انداز را طرح نمايند .اكنون با توجه به اين مطلب كه تدوين چشم انداز توسط رهبر ويا تيم رهبري انجام مي شود، مناسب است نسبت به رهبري چشم انداز و چگونگي اعمال آن تاحدي آشنا شويم.

 

5/4-   فرايند رهبري چشم انداز

     در تعريف رهبري گفته اند كه رهبري فرايند يا هنر نفوذ بر افراد است به گونه اي كه آنها بنا به ميل خويش و با نشاط در جهت اهداف گروه مشاركت نمايند ( كنتز ، 1990 ، ص 313 ، 361 ) . بنابراين رهبري چشم انداز هم ، كه يكي از انواع رويكردهاي رهبري است ، داراي فرايند است . اما اين رهبري داراي چگونه فرايندي است ؛ يكي از محققان پيشگام نظريه رهبري چشم انداز در تعريف آن مي نويسد :

رهبري چشم انداز فرايندي انساني است كه تحت تأثير تحول الزامي در برخورد با نياز فوق العاده براي تغيير كه ممكن است از طريق آن عملاً هرچيزي اتفاق بيفتد شكل مي گيرد و فرايندي است كه طي آن با همه انواع ايده ها و اطلاعات به طور باز ، برخورد مي كند و فرايندي است كه افراد وضعيت عدم اطمينان و ابهام را تا حداكثر زمان ممكن تحمل مي كنند تا آنجا كه احساسي از هدف ، جهت و احساس وظيفه تجلي پيدا كند ( مندل ، 1984 ) .

 

5- رویکرد ها در تنظیم چشم انداز

تحولات و تغییرات در جهان کنونی به گونه ای است که شتاب آن که مدیریت و راهبری را به لحاظ برنامه ریزی بسیار مشکل نموده است و در اثر آن نظام برنامه ریزی بلند مدت جای خود را به برنامه ریزی استراتژیک و سپس به بصیرت و چشم انداز استراتژیک داده است.

در شرائط تحولات سریع نگاه مدیران به آینده سه گونه قابل تشخیص است.

1. نگاه انفعالی  Passive

2. نگاه فعال Active

3. نگاه آینده ساز    Proactive

مدیران نوع اول بدلیل نوع نگاهشان در چنین شرائطی محکوم به ناکامی، شکست و بیرون رانده شدن از عرصه مدیریت اند و لازمه نگاههای فعال و آینده ساز حرکت بر پایه مدیریت چشم انداز است این شیوه از مدیریت مبتنی بر شناخت از وضع موجود و عوامل آن، تحلیل محیط داخلی و پیرامونی و سرانجام ترسیم چشم انداز مطلوب و هدایت سازمان بر محور تحقق چشم انداز است. این مدیران بایستی سازو کاری را فراهم نمایند که مدیریت آنان به برنامه ریزی و جهت دهی همه توان و استعداد سازمان بسوی چشم انداز مطلوب بیانجامد و در مسیر تحولات و تحمیلات ناشی از وضع موجود (ضعف ها و تهدیدها)، تمرکز توان و فرصتها و قوتها بر تحقق خواسته ها و آرمانهای قابل حصول قرار داده شود.

از آنجا که بحث چشم انداز خود به خود به آینده و آینده نگری مربوط میشود در واقع در چشم انداز، ما در آینده نشسته ایم و به الزامات کنونی خود و شرایط فعلی برای رسیدن به آن آینده غیر محتوم می اندیشیم و برای آن راهکارهای کوتاه مدت و بلند مدت تعریف می نمائیم. در راستای تعریف چشم انداز باید تعاریف مشابهی را که ممکن است بعضی اوقات با تعریف چشم انداز اشتباه گرفته شود را مد نظر قرار داد.

در اغلب متون ، چشم انداز مترادف با پیش بینی گرفته میشود هر چند این دو تعریف نقاط مشترکی با هم دارند ولی به لحاظ مفهومی تمایز اساسی میان پیش بینی forcasting  و فرآیند چشم انداز وجود دارد.

پیش بینی ارزش یابی یک روند با درجه ای از احتمال است که در طول یک دوره معین و خاص اتفاق می افتد در حالیکه در تحلیل چشم انداز نظر گسترده ای از آینده های ممکن (سناریوهای ممکن) که تابعی از علیتهای گذشته و تعامل میان مقاصد طرفهای ذی نفع می باشد. ، مورد نظر است از طرف دیگر ممکن است چشم انداز  با برنامه ریزی هم خلط گردد اما برنامه ریزی را بصورت یک تصور از آینده مطلوب و وسیله عملی برای دستیابی به آن آینده تعریف کرده اند که با تعریف چشم انداز که در بالا اشاره شد تفاوت بنیادی دارد.

    در تهیه و تنظیم چشم انداز بلند مدت دو رویکرد کلی می تواند مورد نظر قرار گیرد: پیش بینی و آینده نگری. پیش بینی روشی است که در آن وضعیت موجود به دقت بررسی شده و بر اساس امکانات ، قابلیتها و فرصتهای موجود ، تصویری از آینده ترسیم میگردد در حالیکه آینده نگری فرآیندی است که در آن ابتدا تصویری از وضع مطلوب و آرمانی در نظر گرفته میشود و تواناییها و قابلیتهای لازم برای رسیدن به آن ایجاد میشود بعبارت دیگر در روش پیش بینی ما در حال ایستاده ایم و به آینده می نگریم و حال ترسیم کننده آینده است در حالیکه در روش آینده نگری در آینده نشسته ایم و به حل نارساییهای حال برای رسیدن به چنین آینده ای می اندیشیم در جدول ذیل به تفاوتهای عمده برنامه ریزی بر اساس چشم انداز با پیش بینی های متداول اشاره مختصری شده است.

 

 

پیش بینی متداول

رویکرد مبتنی بر چشم انداز

دیدگاه

جزئی نگر

((همه چیز دیگر مساوی است))

رویکرد فراگیر

((هیچ چیز دیگر مساوی نیست))

متغیرها

 

رابطه ها

کمی ، عینی و شناخته شده

 

ایستا ، ساختارهای ثابت 

کیفی ، نه ضرورتاٌ کمی ، ذهنی شناخته یا پنهان

پویا ، ساختارهای در حال تحول

تبیین

گذشته آینده را تبیین میکند

آینده علت وجودی حال است

آینده

واحد و بقینی

کثیر و نایقینی

روش

مدلهای علتمندانه و کمی (اقتصادی و ریاضی)

تحلیل هدفمندانه ، مدلهای کیفی (تحلیل ساختاری) و اتفاقی (با تاثیرات متقابل)

 

نگرش نسبت به آینده

انفعالی و انطباقی (آینده رخ میدهد)

فعال و خلاق ( آینده به وجود آورده میشود)

 

 

 

 

6-  گامهای اساسی و فرآیند طراحی و تدوین سند چشم انداز فرهنگی شهرداری تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



4 – براي اطلاع بيشتر به مقاله '' براي شركت بينش بيافرينيم '' نوشته جيمز سي . كالينز و جري آي . پراس ترجمه مليحه شكوهي / نشريه مديرساز / شماره صفر سال اول زمستان 76 مراجعه شود .

+ نوشته شده توسط حسن علی اکبری در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 0:52 |